|
گفت و گو با حميد محسني در موردوضعيت نشر کتاب در قبل و بعد از انقلاب و نيز قبل از دوم خرداد۷۶ و بعد از آن |
|
|
|
گزارشگر :روزنامه اطلاعات |
|
مصاحبه با :حميد محسني، مدير انتشارات کتابدار |
|
متن مقاله :نشر کتاب در قبل و بعد از انقلاب و همچنین قبل از 2 خرداد 76 و بعد از آن چگونه بود؟
نشر کتاب در دوره های مختلف تاریخ ایران را از دو دیدگاه کلی می توان بررسی کرد: بررسی کمی یا آماری و بررسی کیفی. دیدگاه اول بر اساس آمار تولید و انتشار کتاب است. اما در بررسی کیفی بیشتر به محتوای تولید کتاب پرداخته می شود. هر چند بررسی کیفی و محتوایی کتابها در دوره های مختلف بحث برانگیز و نیاز به پژوهشهای متعددی دارد، اما با جمع آوری اطلاعات آماری و کمی در دوره های مختلف و مقایسه آنها تا حدی می توان به وضعیت کلی نشر کتاب نیز پرداخت.زیرا کمیت نشر کتاب نشان دهنده حساسیت جامعه و میزان سرمایه گذاری آنها در تولید یکی از مؤثرترین کالاهایی است که علاوه بر تاثیر فرهنگی، دارای تاثیر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز می باشد. در اینجا نه فرصت پرداختن به تاثیر نشر بر ابعاد مختلف زندگی انسانها را داریم و نه می توانیم مقایسه ای کیفی بین نشر در دوره های مختلفانجام دهیم. البته موضوع اصلی مصاحبه (سانسور) بیشتر از آنکه تاثیر کمی بر نشر بیاندازد؛ تاثیر آن محتوایی و کیفی است که در جای خود به آن پرداخته می شود.
براساس آمارهای موجود در سال 1320، تعداد 328 عنوان کتاب در ایران منتشر شده است. این رقم تا سال 1342 حداکثر تا تعداد 800 عنوان در نوسان بوده است. در سال 1343، تعداد 1048 عنوان کتاب منشر شده است. این رقم در سال 1357 (پیروزی انقلاب) حداکثر به تعداد 3000 عنوان رسیده است. به عبارت دیگر؛ در فاصله بین سالهای 1343 تا 1357 متوسط تولید کتاب حدود 2500 عنوان کتاب در سال بوده است. بعد از پیروزی انقلاب یعنی از سال 1357 تا 1361 متوسط تولید کتاب از رقم 2000 عنوان کتاب در سال نیزپایین تر بوده است. از سال 1362تا 1364 شاهد افزایش متوسط تولید کتاب تا سقف 6000 عنوان نیز بودیم. اما مجددا از سال 1365 تا 1367 شاهد کاهش عناوین تا سطح 4000 عنوان بودیم. پس از آن یعنی از سال 1368 شاهد افزایش قابل توجه عناوین منتشر شده بودیم. به یک باره در سال 1368 حدود 8000 عنوان کتاب منتشر شد و این روند افزایش در سالهای بعد نیز ادامه یافت. به عبارتی دیگر از لحاظ کمی از سال 1368 به بعد شاهد شکوفایی صنعت نشر کتاب بودیم. به طوری که در سال 1373 برای اولین بار تعداد عناوین منتشر شده 5 رقمی (10753 عنوان) شد و در سال 1376 به تدریج به 14000 عنوان رسید و از آن پس با نرخ رشد بیشتری ادامه یافت تا جایی که در سالهای اخیر به حدود 20000 عنوان در سال رسیده است. با مقایسه ارقام گوناگون مربوط به انتشار کتاب در سالهای مختلف می توان نتیجه گرفت که افت و خیزهای صنعت نشر کتاب قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تا سال 1367 ادامه داشت و از سال 1368 به بعد شاهد رشد قابل توجهی بوده ایم. سیاستهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و عوامل دیگر موجب افزایش یا کاهش تولید کالاهای فرهنگی نظیر کتاب می شود، اما از لحاظ کمی نشر کتاب قبل از انقلاب و بعد از انقلاب و همچنین قبل از خرداد 76 و بعد از آن چندان تفاوت آشکاری ندارند. البته به طور طبیعی شاهد افزایش عناوین کتابها در سالهای فوق بودیم اما نمی توان آنها را به سیاستهای مشخصی نسبت داد. زیرا افزایش عناوین، تناسبی با گذشت بیش از 7 دهه و افزایش سرسام آور جمعیت و رشد سواد و مراکز آموزشی ندارد. شاید اگر شاخصهای افزایش عناوین کتاب را با شاخصهای فوق مقایسه کنیم، نتیجه منفی تری خواهیم گرفت. بررسی تاثیرات متقابل صنعت نشر و سایر ارکان جامعه و نیز تحلیل آمارهای موجود نیازمند زمان بیشتری است.
آیا در حال حاضر سانسور یا ممیزی کتاب انجام می شود یا خیر؟ بیشتر در چه حوزه ای اعمال می شود؟ سیاست، هنر، فرهنگ یا سایر حوزه ها؟
سانسور یا ممیزی به شکلهای مختلف در بسیاری از کشورها، از کشورهای پیشرفته صنعتی و غربی گرفته تا کشورهای جهان سوم و از جمله کشور ما اعمال می شود. اما در کشورهای مختلف سطوح مختلفی دارد. سانسور ممکن است به صورت رسمی و توسط نهادهای خاصی صورت پذیرد یا به صورت غیررسمی و از کانالهای دیگر اعمال شود. سانسور یا ممیزی رسمی در ایران توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی صنعت نشر کشور است اعمال می شود. ممیزی رسمی معمولا بر اساس قانونی است که توسط مجلس یا سایر نهادهای رسمی در هر کشور مدون می شود. ناشران ایرانی موظفند قبل ز انتشار کتاب نسخه ای را برای وزارت ارشاد ارسال کنند و در صورتی که کتاب مزبور با مقررات مورد نظر سازمان مربوطه در تضاد نباشد اجازه چاپ می یابد. در بعضی از مواقع چاپ کتاب را منوط به ویرایش و اصلاح مجدد آن اعلام می کنند یا به طور کلی جواز انتشار را به دست نمی آورند. به هر حال حساسیت ممیزی کتاب در ایران بیشتر شامل کتابهای ادبی، سیاسی و مذهبی است. ناشر موظف به انتشار کتابهایی است که از خطور قرمز عدول نکند. اما نکته اساسی، تعیین خطوط قرمز، تدوین آن و در نهایت تفسیر آن است. تا حدی که در بسیاری از مواقع شاهد مواردی هستیم که برای مثال نهادهای رسمی ممیزی کتاب، اجازه انتشار کتابها را می دهند اما نهادی دیگر اقدام به زیرسوال بردن ناشر و نویسنده ای می نماید که بر اساس مجوز کتبی اقدام به انتشار اثر نموده است. اگر بخواهیم مشکلات ممیزی کتاب را در ایران دسته بندی کنیم باید به موارد اساسی زیر اشاره کنیم:
1. سیاستهای مدونی برای ممیزی به ناشران و نویسندگان اعلام نشده است.
2. چندگانگی و ابهام در تفسیر قوانین ممیزی
3. حضور نهادهای مختلف در اعمال ممیزی و تعارض در اعمال قانون
4. تعارض در سیاستهای ممیزی در نهادهای مختلف
5. تغییرات و نوسانات زیاد در سیاستها و قوانین ممیزی
6. ابهامات و خلاهای قانونی در ممیزی
7. ابهام قانونی و تفاوت در برداشتهای مربوط به شناسایی افراد حقیقی و حقوقی پاسخگو به قانون، مثلا آیا نویسنده در مقابل قانون پاسخگو است یا ناشر .
8. ابهام در اجرای دقیق تمامی بندهای قانون مربوط به نشر مانند تشکیل هیات منصفه و مسائل جنبی آن.
همانگونه که قبلا عرض کردم علاوه بر سانسور رسمی که از طریق نهادهای رسمی و حکومتی اعمال می شود، نوعی دیگر از سانسور وجود دارد که به صورت غیررسمی و از طریق نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی اعمال می شود. مهمترین مواردی که در این گروه جای می گیرند عبارتند از:
1. خودسانسوری؛ خودسانسوری نوعی سانسور است که شرایط مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجب رشد آن می شود. در بسیاری از مواقع پدیده خودسانسوری موجب عدم انعکاس واقعیات اجتماعی یا حتی وارونه جلوه دادن واقعیات موجود می شود. پدیده خودسانسوری حتی از مرحله فوق پا را فراتر می گذارد و در نهایت منجر به حذف شخصیتهای علمی و سیاسی و فرهنگی از صحنه اجتماع و گسترش پدیده فرار مغزها می شود. عوارض روانی، جسمی، اقتصادی و اجتماعی چنین پدیده ای گاهی از سانسور رسمی هم خطرناکتر و گسترده تر است.
2. سانسور پس از انتشار اثر و توسط عوامل توزیع و رابط بین ناشر و مخاطب؛ در این موارد عوامل توزیع با محدودیتهای رسمی و غیر رسمی برای توزیع اثر مواجه می شوند و گاهی اثری بدون توجیه قانونی از گردونه توزیع خارج می شود.
3. سانسور توسط کتابخانه ها و سازمانهای مصرف کننده اطلاعات؛ در بسیاری از موارد کتابخانه ها یا کارکنان یک سازمان به صورت رسمی یا غیررسمی از تهیه و مطالعه آثاری خاص منع می شوند. برای مثال با توجه به اینکه کتابخانه های ایران وابسته به نهادهای دولتی می باشند، عدم تهیه بعضی از کتابها توسط کتابخانه های عمومی یا سایر کتابخانه ها موجب محرومیت طیف وسیعی از اقشار جامعه از کتابهای مورد نظر می شود.
4. سانسور در مرحله تولید متون آموزشی مدارس، دانشگاهها و نهادهای آموزشی؛ در این نوع سانسور تولید و انتشار کتابهای درسی در اختیار نهادها و افراد خاصی قرار می گیرند و فراگیران اجبارا مطالب را از فیلترهای خاصی دریافت می کنند.
5. در موارد زیادی افراد جامعه به دلیل اعتقادات مذهبی، اخلاقی و فرهنگی از تولید یا مصرف اطلاعات خاصی دوری می جویند. برای مثال مشاهده تصاویر مستهجن یا اهانت به اعتقادات مذهبی و فرهنگی علاوه بر محدویتهای قانونی موجب جریحه دار شدن احساسات عمومی و مذهبی جامعه می شود. تصویب قوانین عمومی در زمینه های فوق در بیشتر کشورها مقبولیت عمومی دارد و احتمالا نظام تولید یا توزیع اطلاعات با توجه به قوانین کشوری در مراحل مختلف از دسترسی به این قبیل منابع جلوگیری می کند. برای مثال در بسیاری از کشورها استفاده از تصاویر مستهجن یا تهیه چنین منابعی برای سطوح سنی خاص یا کتابخانه های خاص با محدودیت قانونی مواجه می شود. در حالی که در بعضی از کشورها حتی چاپ و انتشار این منابع با محدودیت ویژه ای مواجه است.
کسب مجوز انتشار برای کتاب در مقایسه با نشریات چگونه است؟
اعطای مجوز انتشار کتاب و سایر نشریات تفاوتهایی با هم دارند. اما مهمترین مساله تهیه جواز انتشار است. برای اعطای جواز نشر کتاب یا نشریه سالهای طولانی درخواست کنندگان را معطل می سازند. به نظر می رسد اتخاذ چنین سیاستی با سیاستهای اعلام شده دولت برای ایجاد اشتغال یا حمایت از محصولات فرهنگی در تعارض باشد. در موارد زیادی تاخیر طولانی در اعطای جواز منجر به پشیمانی ناشر از ادامه کار می شود. بیش از 4 سال است که در حوزه نشر کتاب فعالیت می کنم و بیش از 40 عنوان کتاب منتشر کرده ام اما هنوز مجوز موقت دارم و نمی دانم به چه دلیلی مجوز دائمی به ناشران نمی دهند. تعریف داستان نحوه اعطای مجوز نشر و تمدید آن و مجوز موقت!! و مجوز دائمی به زمان مناسب تری نیاز دارد. انشاءالله در فرصتهای بعدی و با زمان بیشتر در خدمت شما هستم.
از تاخیر بوجود امده به دلیل مشغله زیاد در ایام نمایشگاه پوزش می خواهم.
حمید محسنی
مدیر مسئول نشر کتابدار و عضو هیا ت علمی
|
|
|
|