|
آسيب شناسي كتابخانه هاي عمومي ايران (از ديد پژوهشگران ايراني) |
|
|
|
نويسنده (گان) : فردين كولائيان (عضو هيئت علمي وزارت جهاد كشاورزي) |
چکيده :در اين مقاله نگارنده با استناد به نظرات پژوهشگران ايراني به نقاط ضعف كتايخانه هاي عمومي ايران اشاره مي كند و در ادامه بر پايه يافته هاي همان پژوهشگران بخشي از راه كارهاي لازم جهت رفع اين كمبودها را نيز بر مي شمارد.
|
|
| کليد واژه ها :كتابخانه هاي عمومي ايران – آسيب شناسي كتابخانه هاي عمومي ايران - وضعيت كتابخانه هاي عمومي ايران |
متن مقاله :مقدمه
در شناخت آسيب ها و نقاط ضعف كتابخانه هاي عمومي ايران مي توان از زواياي گوناگون به بحث و كنكاش پرداخت. ارزيابي و شناخت نقاط ضعف كتابخانه هاي عمومي كشور مي تواند از جنبه هايي نظير فعاليت هاي اين كتابخانه ها شروع و تنوع آن به انجام پژوهش هاي گوناگون براي دستيابي به شناخت نارساييها و آسيب ها تداوم يابد، و يا منتهي به بهره گيري از نتائج ساير پژوهش هاي انجام شده در قالب طرح هاي پژوهشي و يا مقالات پژوهشي منتشر شده در نشريات تخصصي گردد. در اين مجال به بخشي از اشارات پژوهشگران ايراني به نقاط ضعف و آسيب شناسي كتابخانه هاي عمومي ايران پرداخته خواهد شد. اين اشارات مي تواند دست مايه برنامه ريزان حوزه كتابخانه هاي عمومي ايران در برنامه ريزي بهتر براي رشد كتابخانه هاي عمومي كشور و گسترش فرهنگ كتابخواني و كتابخانه داري گردد.
نگاهي به كتابخانه هاي عمومي ايران
از مهمترين شاخص هاي رشد و توسعه كه توسط سازمان ملل متحد هر ساله گزارش آن منتشر مي شود، وضعيت موجود كتابخانه هاي عمومي كشورهاي جهان است. نگاهي به آمار كتابخانه هاي كشورهاي توسعه يافته و مقايسه آن با ايران نشان دهنده اختلاف شديدي است كه ذهن هر خواننده اي ايراني را به تفكر وا مي دارد. در سال 1950 در ايالات متحده آمريكا 7477 كتابخانه عمومي با مجموعه بيش از 143 ميليون منيع كتابخانه اي وجود داشت. كشور آلمان غربي داراي 12275 كتابخانه عمومي... (12 برابر ايران) است و كتابخانه هاي عمومي در كشور انگلستان داراي 156700000 جلد كتاب هستند...( 14 برابر ايران ) (1: ص.1). بر طبق آمار سايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال 1379كشور ايران داراي 1381 باب كتابخانه عمومي يعني يك هفتم كشورآمريكا در 49 سال قبل بوده كه موجودي منابع اين كتابخانه ها 10982000 هزار جلد يعني يك پانزدهم موجودي كتابخانه هاي عمومي كشور آمريكا در 49 سال قبل بوده است (5: www.ershad).
جداول زير روند رشد كتابخانه هاي عمومي ايران در طول سالهاي 1375 تا 1379 را به خوبي نشان مي دهد.
1. تعداد متوسط مراجعان به كل كتابخانه هاي عمومي كشور بين سال هاي 1368-1353 (4: ص.7-8 )
سال تعداد كتابخانه تعداد مراجعين متوسط مراجعين
1353 332 2779883 8373
1354 338 4048339 11977
1355 351 5480459 15614
1356 369 495386 1343
1357 373 3678452 9862
1358 371 3768422 10157
1359 381 3357257 8812
1360 415 3943177 9502
1361 425 5816869 13687
1362 450 6541540 14537
1363 483 7752639 16051
1364 488 8178527 16759
1365 492 8242948 16754
1366 496 7062163 14238
1367 487 10503648 21568
1368 500 10503648 21007
جدول شماره 2. وضعيت كتابخانه هاي عمومي كشور در سال هاي 1379- 1375. (5:www.ershad..)
رديف عنوان شاخص واحد متعارف سال 1375 سال 1376 سال 1377 سال 1378 سال 1379
1 كتابخانه هاي عمومي ياب 1047 1149 1263 1304 1381
2 كتاب هاي موجود دركتابخانه هاي عمومي هزار جلد 7357 7878 8831 9725 10982
3 كتاب هاي امانت داده شده هزار جلد 16206 16620 18280 19828 23198
4 اعضاي كتابخانه هاي عمومي نفر 834285 852155 1141449 1233545 1297325
5 كتابداران كتابخانه هاي عمومي نفر 2495 2153 2951 3265 3305
6 مراجعان به كتابخانه هاي عمومي هزار نفر 30715 29649 30313 34765 37427
از نظر رشد جذب كتابدار شاغل در كتابخانه هاي عمومي كشور لازم به ذكر است در سال 1379 تعداد1381 باب كتابخانه كشور را 3305 كتابدار مي گرداندند. در واقع سهم هر باب كتابخانه اندكي بيش از دو كتابدار بوده است كه اين امر مي تواند نشان دهنده كوچك بودن فضاي اكثر كتابخانه ها، كوچكي مجموعه و كم مشتري بودن اين كتابخانه ها و همچنين عدم تأمين نيروي كافي متخصص براي اين كتابخانه ها باشد.
در حالي كه كشور ايران داراي يكي از ديرينه ترين تمدن هاي بشري است و دين اسلام بر كسب علم و دانش تأكيد فراوان دارد، اين اختلاف فاحش نشان دهنده افول شديد توجه به علم و دانش در رشد و توسعه فرهنگي
و اقتصادي است. كتابخانه هاي عمومي به دليل تماس وسيع با تمامي اقشار جامعه، دانشگاه عمومي ملل محسوب مي شوند و نقش آنها در رشد و توسعه جوامع انساني بر هيچ كس پوشيده نيست.
انواع آسيبها و چالشهاي كتابخانه هاي عمومي كشور
1. پايين بودن مدارك كتابداران كتابخانه هاي عمومي و كمبود كتابدار متخصص در اينگونه كتابخانه ها
كمبود كتابدار متخصص به گونه اي كه تنها 5 درصد از كتابداران كتابخانه هاي عمومي كشور داراي تخصص دانشگاهي كتابداري و اطلاع رساني هستند. مدارك پايين كتابداران متخصص شاغل در كتابخانه هاي عمومي كشور به گونه اي كه 58 درصد از كتابداران شاغل در اين كتابخانه ها داراي مدرك كارداني و 7/1 درصد از آنها داراي مدرك تحصيلي كارشناسي ارشد مي باشند. ( 2: ص. 97-96).
3. كم بودن تعداد كتابخانه هاي عمومي كشور
كم بودن تعداد كتابخانه هاي عمومي كشور به گونه اي كه در استان تهران به ازاي هر يك ميليون نفر 5 كتابخانه عمومي و در واقع هر 200000 شهروند تهراني از يك كتابخانه بهره مي برد و اين در صورتي است كه در كشور تركيه به ازاي هر 200000 نفر 3 كتابخانه عمومي و در مكزيك 4/5 واحد كتابخانه وجود دارد. از جهت مقايسه بين تعداد كل كتابخانه هاي عمومي، تركيه 7/1 برابر، مكزيك 5/4 برابر، دانمارك 14 برابر، وآلمان غربي 5/4 برابر ايران كتابخانه دارند. رقم تعداد كتابخانه ها به ازاي هر صد هزار نفر در تركيه 7 برابر، در مكزيك 3 برابر، در آلمان 22 برابر و در دانمارك 152 برابر ايران بوده است.
4. كم بودن تعداد كتاب هاي موجود در كتابخانه هاي عمومي كشور
بر طبق استانداردهاي بين المللي ايفلا، بر اساس جمعيت 54 ميليوني ايران در سال 1368، كتابخانه هاي عمومي ايران حداقل نيازمند 108406000 جلد كتاب مي باشند در حالي كه اين رقم به طور واقعي شامل 3926000 جلد مي شود. ( يعني يك بيست و هشتم استاندارد واقعي ). در حالي كه كشور انگلستان داراي 156700000 جلد كتاب ( چهل برابر ايران ) و فنلاند 34900000 جلد كتاب ( 91/8 برابر ايران ) مي باشند.
5. پايين بودن تعداد اسناد سمعي و بصري در كتايخانه هاي عمومي كشور
بر طبق آمار موجود در سال 1368 در 501 واحد كتابخانه عمومي ايران، تنها 79 سند سمعي و بصري وجود داشته است ( يعني 15/0 سند براي هر صد هزار نفر جمعيت )، در حالي كه در كشور مكزيك 152422 سند سمعي و بصري ( 180 سند به ازاي هر صد هزار نفر ) و در انگلستان 5471000 سند سمعي و بصري ( 10030 سند به ازاي هر صد هزار نفر ) وجود داشته است. روي هم رفته در كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته، رقم كل اسناد سمعي و بصري به ترتيب 333 برابر و 25 برابر ايران بوده است.
6. پايين بودن تعداد افزايش سالانه كتاب در كتابخانه هاي عمومي كشور
به طور ميانگين سالانه در ايران به ازاي هر صد هزار نفر 1/3 جلد كتاب به كتابخانه هاي عمومي كشور افزوده مي شود و اين در حالي است كه به طور ميانگين در كشورهاي در حال توسعه 17 كتاب به ازاي هر صد هزار نفر و در كشورهاي توسعه يافته 168 جلد كتاب به ازاي هر صد هزار نفر به ذخيره كتابخانه هاي عمومي افزوده مي شود.
7. كم بودن تعداد مراجعين به كتابخانه هاي عمومي
در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه كمي تعداد مراجعان واقعي كتابخانه هاي عمومي ايران(و)كم بودن تعداد كتاب هاي به امانت داده شده (چشمگير است). (2: شماره 11 )
8. تمركز كتابخانه ها در مراكز و شهرهاي بزرگ
تمركز كتابخانه ها در مراكز استانها و شهرهاي مهم به گونه اي كه در استان تهران 45% از كتابخانه هاي عمومي استان در شهر تهران تمركز يافته اند و مابقي در ساير مناطق استان.
9. كمي فضاي اختصاص داده شده به كتابخانه هاي عمومي
پايين بودن ميزان فضاي اختصاص داده شده به كتابخانه هاي عمومي به گونه اي كه ميزان فضاي اختصاص يافته به هر نفر در شهر تهران 002/0متر مربع و در استان تهران 005/0 متر مربع مي باشد. عدم توجه ايجاد فضاي لازم براي كاربران ويژه نظير معلولين، كودكان، كم سوادان و ... به گونه اي كه در استان تهران 3/84 درصد از كتابخانه ها فاقد اين امكانات مي باشند.
10. كمبود تجهيزات و لوازم مورد نياز
كمبود تجهيزات و لوازم در كتابخانه ها به گونه اي كه در شهر تهران هر 3000 شهروند تقريبأ داراي يك صندلي، هر 14285 نفر داراي يك ميز(است). شهر تهران براي موجودي فعلي كتابخانه هاي عمومي خود 905 قفسه كم دارد، عمده كتابخانه هاي عمومي تهران و حومه از نور لامپ مهتابي براي كتابخانه ها بهره مي برند. طبق استاندارد براي محيط مطالعه نور زرد و يا تلفيقي از نور زرد و قرمز بايد بهره برد و نور سفيد لامپ مهتابي براي چشم در هنگام مطالعه مضر مي باشد. كمبود امكانات و تجهيزات كامپيوتري به گونه اي كه 9/17 درصد كتابخانه هاي استان داراي اين تجهيزات مي باشند. فقدان ساير وسائل سمعي و بصري به گونه اي كه 3/84 درصد كتابخانه هاي عمومي استان تهران از چنين كمبودي رنج مي برند.
11. سازماندهي نامناسب منابع
عدم سازماندهي و يا سازماندهي ناقص منابع كتابخانه اي به گونه اي 51% كتابخانه ها استان تهران – به عنوان مثال - داراي چنين مشكلي مي باشند.
12. موارد ديگر
عدم توجه به بهره گيري از مديريت متخصص در كتابخانه هاي عمومي كشور تعويض پياپي مديران كه موجب ناتمام ماندن برنامه ها مي گردد.
عدم توجه به خريد عناوين جديد و متنوع براي كتابخانه ها
عدم كفايت بودجه اختصاصي به كتابخانه ها ( 3: 34ص-46)
اهداف كلي نظام كتابخانه هاي عمومي به صورت عملياتي تبيين نشده و به همين دليل مرز اختيارات و دامنه فعاليت هاي كتابخانه هاي عمومي به درستي روشن نيست و با آنچه در استانداردهاي شناخته شده، به عنوان وظايف و رسالت هاي كتابخانه هاي عمومي آمده است، تفاوت آشكار دارد.
جاي برنامه ريزي راهبردي و اولويت بندي امور نظام كتابخانه ها آنگونه كه مناسب گام هاي لازم براي تحقق اهداف برنامه توسعه باشد خالي است.
دبيرخانه هيأت امناي كتابخانه هاي عمومي، به عنوان مديريت كلان نظام اينگونه كتابخانه ها، از اثرگذاري لازم بر فرآيند فعاليت ها برخوردار نيست، كه برخي از دلايل آن مربوط به نوع سياستهاي هيأت امنا و برخي مربوط به حدود اختيارات آن است.(4: ص7- 8 )
در حوزه نيروي انساني نسبت به ساير حوزه ها شاهد ضعف هاي بيشتري هستيم. بدين معني كه داده هاي موجود نشان مي دهد كه تعداد نيروي انساني شاغل در كتابخانه هاي عمومي ايران تنها 04/0درصد با استانداردهاي ايفلا منطبق است. (4: ص 70 و 130 )
پيشنهادات
پژوهشگران ايراني علاوه بر اشارات لازم به بسياري از آسيب ها و نقاط ضعف كتابخانه هاي عمومي كشور راه حل هايي نيز براي رفع اين مشكلات ارائه نموده اند كه در زير به تعدادي از آنها اشاره مي گردد:
1. افزايش كميت و كيفيت مجموعه مواد كتابخانه هاي عمومي
2. همگامي و همراهي رشد مجموعه مواد كتابخانه هاي عمومي با رشد جمعيت با سواد، دانش آموزان، دانشجويان، پژوهشگران...
3. استفاده صحيح و بجا و توزيع مناسب و منطقي نيروهاي متخصص موجود در رشته كتابداري
4. تدوين خط مشي و سياست مشخص براي انجام دادن صحيح و متناسب شيوه هاي مجموعه سازي كتابخانه هاي عمومي
5. استفاده كافي و مؤثر كتابخانه هاي عمومي از امكانات ساير كتابخانه ها
6. افزايش ظرفيت فيزيكي و تعداد كتابخانه هاي عمومي
7. تمركز زدايي و توزيع عادلانه متناسب كتاب ها، نشريات، كتابداران، هزينه ها...
8. انجام تبليغات وسيع و دامنه دار توسط راديو و تلويزيون و ساير رسانه هاي گروهي در باره اهميت و فوائد كتاب و كتابخواني...
9. ايجاد اصلاحات و تغييرات كلي در سطح ساختارهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، خانوادگي، فانوني و ... كشور كه به فرآيند توسعه اقتصادي- اجتماعي، فرهنگي و نهايتأ كيفيت و كار آيي كتابخانه هاي عمومي و بالعكس منجر شود...
10. مرمت، تعمير و باز سازي كتابخانه هاي فعلي و گسترش فضاي آنها جهت استفاده بهينه (4: ص 5-6)
11. تجديد نظردر بافت هيأت هاي گزينش كتاب و توجه به سياست عدم تمركز براي انتخاب و خريد كتاب توسط استانها و توزيع كتابها بر اساس نيازهاي هر منطقه و تحقيقات انجام شده. (3: 34-46)
12. برنامه اي زمان بندي شده براي ارتقاء سطع كيفي و كمي كتابخانه ها براي ياري گرفتن از افراد خير و داوطلب در هر منطقه و محل، با اين هدف كه كتابخانه ها تا حد امكان به استاندارد نزديك شوند.
13. در ساختار دبيرخانه هيأت امنا تجديد نظر گردد و نه تنها رابطه تشكيلاتي دبيرخانه با انجمن هاي محلي تعريفي مجدد شود، بلكه از مشاورت هاي نو آورانه و نقطه نظرها و انديشه هاي پويا و علاقه مند نيز استفاده گردد.
14. انتظارات برنامه توسعه به صورت تفصيلي و اجرايي، از منظر كتابخانه هاي عمومي، به روشني تشريح شود و كميته هايي مسئول پيگيري و اجراي امور باشند تا دست كم در يك دوره سه ساله حتي المقدور پيش بيني هاي برنامه توسعه به تحقق نزديك گردد.
15. با استفاده از استانداردهاي جهاني، دامنه فعاليت هاي كتابخانه هاي عمومي مورد بازنگري قرار گيرد، و براي توسعه فعاليت هاي آنها جايگاهي ويژه در تخصيص اعتبارات سالانه در نظر گرفته شود و از ضرورت آنها دفاع گردد.(4: ص 7-8)
بحث و نظر
نظر به اهميت كتابخانه هاي عمومي در فرهنگ سازي و گستر ش فرهنگ مطالعه و رشد و توسعه انساني، امروزه سازمان ملل متحد وضعيت كتابخانه هاي عمومي كشورهاي جهان را به عنوان يكي از شاخص هاي تشخيص رشد كيفي و كمي كشورها به حساب مي آورد. با كمال تأسف وضعيت كتابخانه هاي عمومي ايران نشان دهنده وضعيت كيفي و كمي نامناسب كشورمان از اين نقطه نظر است. اين وضعيت علي رغم تمدن ديرينه و درخشان كشورمان و همچنين تأكيدات بارز دين مبين اسلام به اهميت كتاب و فرهنگ مكتوب به وقوع پيوسته است. كتابخانه هاي عمومي ايران از مشكلات متعدد و ريشه داري رنج مي برند. هرگونه گشايش در امور كتابخانه هاي عمومي كشور منوط به توجه به نقاط قوت و ضعف كتابخانه هاي عمومي، نقطه نظرات برخواسته از پژوهش هاي متخصصين اين حوزه، و همچنين مديريت قوي در به كارگيري نتايج اين پژوهش ها در امر برنامه ريزي است. صرف تخصيص بودجه و انجام پژوهشهاي تكراري بدون اطلاع از پژوهش هاي قبلي و عدم توجه به نتايج اين پژوهش ها، به هدر دادن زمان و بودجه را در پي خواهد داشت. همچنين بسياري از راه هاي رفته توسط ساير كشورها را نبايد مجددأ پيمود، بلكه تيم هاي تحقيقاتي و مطالعاتي مي توانند جمع بندي اين تجربيات را كه عمومأ به صورت مكتوب موجود مي باشند، در اختيار مسئولين امر قرار دهند تا شناخت بيشتر و همه جانبه تري براي دست اندركاران متخصص و غير متخصص سطع كلان مديريتي امور فرهنگي كشور حاصل گردد. همچنين مي توان با بررسي نتايج پژوهش هاي پايان نامه اي در ايران، در حوزه كتابخانه هاي عمومي، در قالب طرح پژوهشي و پايان نامه به نتائج عميق تر و همه جانبه تري در باره وضعيت كتابخانه هاي عمومي كشور دست يافت. به اميد روزي كه استانداردها و شاخص هاي كتابخانه هاي عمومي ايران به نحوي باشد كه جامعه ايران به آن ببالد.
يادداشتها
1. تقوي، سيد مهدي ; محسني، حميد. بررسي وضعيت موجود كتابخانه هاي عمومي وابسته به اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران. تهران: مركز اطلاع رساني و خدمات علمي وزارت جهاد سازندگي، 1377.
2. رياحي، محمد اسماعيل. بررسي شاخص هاي كمي و كيفي كتابخانه هاي عمومي ايران و ساير كشورهاي جهان. رهيافت، شماره 11، زمستان 1374.
3. ميرحسيني، زهره ; باب الحوائجي، فهيمه. تصويري اجمالي از كتابخانه هاي عمومي ايران. فصلنامه پيام كتابخانه، سال ششم، شماره اول، بهار 1375.
4. مهراد، جعفر ; حري، عباس. طرح توسعه نظام ملي كتابخانه هاي عمومي ايران. دانشگاه شيراز، 1378- 1380.
5. http://www.ershad.gov.ir/files/shakhes/10/a.htm
|
|
|
|