Ketabdar.org نشر کتابدار - مجله کتابدار
 
نیاز اطلاعاتی و اطلاع یابی  
نويسنده (گان) : ادهمی  

متن مقاله :

اطلاع‌يابي برای انسان حياتي و ضروري است. انسان در زندگي براي رفع نيازهاي خود، اطلاع‌يابي مي‌نمايد. از نظر مارچونين فرايند اطلاع‌يابي از زندگي انسان نشات مي‌گيرد. در عصر پيش از خواندن، انسانها در حوزه های مختلف زندگي روزمره اطلاع‌يابي مي‌كردند. براي مثال؛ مناسب‌ترين محل براي مسكن، بهترين راه شكار، راههاي مراقبت از بيمار، …
اطلاعات از طريق حواس بينايي، شنوايي و لامسه جمع‌آوري می شد و در حافظه انسان ذخيره مي‌گرديد و بعد به صورت زباني و شفاهي بیان مي‌شد. با توسعه سيستم‌هاي نوشتاري، اطلاعات شفاهي به اطلاعات ديداري تبديل شد. نوشته‌ها و تصاوير نگهداري شده بر روي سنگها، لوحه، پاپيروس و نهايتاً كاغذ مي‌توانست جواب سئوال خاص باشد. همزمان با رشد منابع، لازم بود اين منابع توسط روشهايي مانند فهرستهاي كتابخانه‌ها، نمايه‌ها و چكيده‌ها سازماندهي گردد تا اطلاعات بازيابي شود.
با توسعه تكنولوژي، رسانه‌هاي ديگري بوجود آمد و اطلاعات سريع منتقل مي‌شود. امروزه با كمترين تأخير مي‌توانيم به منابع اطلاعاتي مورد نياز دسترسی یابیم.
برای جستجوی انواع اطلاعات و سرعت در جستجو، لازم است جستجوگر قدم به قدم پيش رود. اين گامها را فرايند جستجو مي‌نامند.
مارچونين (1993) ويژگي اطلاع‌يابي را در حل مشكل مي‌داند که بستگي به مشكل اطلاع‌ياب‌ و سيستم جستجو دارد. او همچنين اطلاع‌يابي را اين چنين تعريف مي‌كند: “ روندي كه در آن بشر هدفمندانه برای تغيير موقعيت دانش در تلاش است.”
همانطور كه مي‌دانيم افراد از اطلاعات براي حل يك مشكل، اجراي كار،‌ يا افزايش سطح ادراك استفاده مي‌‌كنند. بنابراين شناخت بيشتر از اطلاع‌يابي به عنوان رفتار اجتماعي به ما كمك مي‌كند تا پيشرفتهاي اطلاعاتي بهتر و سيستم‌هاي اطلاعاتي بهتري را طراحي كنيم.

3-2-1- نياز اطلاعاتي
نيازها معمولاً به صورت نيازهاي ادراكي- شكافها- يا ناهمسانيها در دانش و ادراك فرد به هنگام قرار گرفتن در برابر سئوالات و موضوعات مطرح مي‌شود. پرسشها در برابر يك سيستم اطلاعاتي يا منبع اطلاعاتي شكل مي‌گيرند. نيازهاي ادراكي، اطلاعاتي را كه موضوع آنها با آن سئوالات هماهنگ است برآورده مي‌‌كنند.
اطلاعات تنها نيازهاي ادراكي را تامين نمي‌كند، بلكه نيازهاي تاثير‌گذار و نيازهاي موقعيتي را نيز تامين مي‌كند (Wilsin, 1994) .
از زمان جنگ جهاني دوم، شمار زيادي از نيازهاي اطلاعاتي و مطالعات كاربردي در جهت فهم چگونگي تجربه گروههاي مختلف مردم در نيازهاي اطلاعاتي و اينكه چگونه اين نيازها تعامل دارند، مورد استفاده قرار گرفته‌اند. نياز اطلاعاتي و كاربردی دانشمندان، مهندسان، دكترها و دانشجويان همانند شهروندان و كارمندان دولت، موضوع بررسي و تحقيق بوده‌اند. در سالهاي اخير، دروين (Dervon) (1992،1983) چگونگي ادراك انسان را از نيازهاي اطلاعاتي به عنوان شكافهاي ادراكي مورد بررسي قرار داده است. ظاهراً، مردم از طريق مكان و زمان حركت مي‌كنند و از طريق تجارب خود قدم برمي‌دارند. از آنجا كه افراد مي‌توانند از تجارب خود به دريافت اطلاعات برسند، در موقعيتي ناتوان مي‌شوند. براي عبور از اين شكاف، افراد برای کسب اطلاعات از طريق يافتن مفهوم جديد ادامه مي‌ دهند.
آلن1 (1996) معتقد است که نيازهاي اطلاعاتي، زمانی به وجود می آیند كه دانش افراد نقصان يابد. آلن نيازهاي اطلاعاتي را به عنوان شكافهاي اطلاعاتي می داند كه وقتي زندگي شخص با دانش يا ساختارهاي ادراكي‌اش تعامل دارد مورد تجربه قرار مي‌گيرد.
تشخيص نيازها در پاسخها مؤثر است و بيشتر احساس مي‌شود تا فهميده شوند. وقتي تشخيص و ادراك وجود نداشته باشد، عدم محرز بودن ايجاد مي‌شود.
1. Allen

كالتو1 (1993) نشان مي‌دهد كه چگونه عدم محرز بودن، شماري از علائم تاثير گذار مانند هيجان،‌ ادراك،‌ توهم، نااميدي و عدم اعتماد به نفس را ايجاد مي‌كند. اين عوامل در جستجوي اطلاعات و كاربرد اطلاعات فرد مؤثر مي‌ باشند. پاسخها تحت تاثير توانايي فرد در ساختار معني و منظور، تمركز نيازهاي اطلاعاتي و تجارب و تمايل شخصي در تحقيق مي‌ باشد.
تايلور2 (1968) معتقد است تجارب انسان شامل چهار طبقه از نيازهاي اطلاعاتي است:
نياز دريافتي ، نياز شكل گرفته،‌ نياز دروني و نياز توافق شده.
در سطح دروني، شخص احساسي نارضايتمندانه دارد. شكافي در دانش و ادراك كه اغلب قابل توصيف در اصطلاحات زبان شناختي نيست. نياز دروني ممكن است بيشتر غير انتزاعي و ملموس باشد. چرا كه اطلاعات بيشتري نياز است و اهميت آن افزايش مي‌يابد. زماني كه اين اتفاق مي‌افتد نياز دروني به مرحله آگاهي و ادراكي مي‌رسد و شخص توصيفي ذهني از خود بروز مي‌دهد. اين توصيف ذهني، ابهامي را كه او هنوز دارد بصورت عبارت بيان مي‌ شود. براي گسترش و افزايش تمركز، شخص ممكن است با همكاران يا دوستان مشورت مي‌كند و زماني كه ابهام به حد كافي كاهش يافت، نياز ادراكي به سطح نياز شكل يافته مي‌رسد. در اين سطح، او عبارتي منطقي از نياز اطلاعاتي را شكل مي‌دهد و اين عبارت به شكل سئوال يا موضوع ذكر مي‌ شود. سئوال مطروحه به شكل قابل فهم و قابل پيشرفت توسط سيستم اطلاعاتي عبارت‌بندي مي‌شود. در اين مورد، نهايتاً سئوال نياز اطلاعاتي را در سطح توافق شده نمايان مي‌شود.
از طرفي خاستگاه نيازهاي اطلاعاتي ناشي از مشكلات، نامحرز بودن و ابهامات موجود در موقعيتهاي خاص و تجارب مي‌ باشد. چنين موقعيتها و تجاربي تركيبي از شمار فراواني از موارد مربوط به موضوع و عوامل موقعيتي مانند وجود هدف، ميزان كنترل، درجه ريسك، هنجارهاي اجتماعي و حرفه‌اي، زمان،‌ منابع و غيره مي‌باشد.

1. Kuhlthau 2. Taylor

در نتيجه در نيازهاي اطلاعاتي تنها به“ آنچه شما مي‌خواهيد بدانيد؟” بسنده نمي‌‌شود. بلكه بايد پاسخگوي سئوالاتي نظير اینها باشد: ”مشكل شما چگونه است؟ قبلاً به چه ميزاني آگاهي داشتيد؟ چه چيزي را پيش‌بيني مي‌كنيد؟‌ و اين چگونه به شما كمك مي‌كند؟”
مك مولين و تايلور (1984) معتقدند موقعيت‌هاي مسئله، بر اساس شماري از وجوه مسائلي كه نيازهاي اطلاعاتي را مشخص مي‌كند، تحليل مي‌شوند و معياري را كه افراد توسط آن‌ها به ارزيابي ارتباط و ارزش اطلاعات مي‌پردازند ارائه مي‌دهد.
نيازهاي اطلاعاتي بر اساس موقعيتهاي مختلف و پيچيده گوناگون مي‌باشند. پيچيدگي موقعيت زماني كه كاربران زيادي درگير آن هستند، افزايش مي‌يابد و نيز زماني كه اين كاربران به طرق غير قابل پيش‌بيني و پيچيده‌اي با يكديگر تعامل دارند. نامحرز بودن محيط يك مورد خاص پيچيدگي موقعيتي مي‌باشد. نامحرز بودن محيطي به عنوان عدم وجود اطلاعات از عوامل محيطي به شمار مي‌آيد.
محيط بيروني مي‌تواند به بخش‌هايي مانند مشتري،‌ رقابت، تكنولوژي، مسائل عمومي، اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي تقسيم شود. (چو و استور 1993) .1

3-2-2- اطلاع‌يابي
نيازهاي اطلاعاتي همواره منجر به جستجوي اطلاعات نمي‌شود. افراد ممكن است براي رفع نيازهاي اطلاعاتي به حافظه خود بسنده كنند. گاهي حتي ممكن است از مساله صرف‌نظر كنند كه در اين صورت نياز اطلاعاتي ندارند. مردم از جمع‌آوري اطلاعات، بخصوص زماني كه جستجوي اطلاعات پيامدي منفي داشته باشد، مي‌توانند خودداري نمايند. (آلن 1996 )2 در هنگام جستجوي اطلاعات، همه چيز هدفمند است و روندي براي حل مسأله به منظور تصميم‌گيري را طي مي‌كند.
1.Choo and Auster 1993 2.Allen (1996)
افراد، منابع موجود را شناسايي و‌ آنها را از يكديگر جدا مي‌كنند و منابع مورد نظر خود را انتخاب مي نمایند، سپس با آنها كار مي‌كنند تا منابع اطلاعاتي دلخواه را بیابند و اطلاعات لازم را از آنها بدست ‌آورند. امروزه، در محيط اطلاعاتي، سئوال اينها هستند: “چگونه فرد بين منابع گوناگون انتخاب كند؟ و چگونه فرد زمان و انرژي خود را براي اطلاع‌يابي (جستجوي اطلاعات) صرف كند؟”
تحقيقات نشان مي‌دهد زماني كه انتخاب بين منابع پيش مي‌آيد، فرد ميزان سودمندي يك منبع اطلاعاتي را مي‌سنجد. در عين حال، اين ارزيابي به زمان و ميزان علاقه فرد نيز بستگي دارد. به علاوه، پيچيدگي كار و مساله مورد نظر در اين ارزيابي دخيل هستند.













شكل 1 . وجوه جستجوي اطلاعات را در موقعيتهاي گوناگون نشان مي‌دهد.
افراد برای اطلاع‌يابي در سطح ادراكي بايد منبعي را انتخاب كنند كه با بيشترين احتمال، حاوی اطلاعات مربوط و مفيد باشد. به علاوه، آنها بايد به ميزان صحت و قابل اعتماد بودن منبع آگاه باشند.
زمود (1998)1 وجوه اطلاعات را بررسي كرده و ويژگيهاي زير را بر مي‌شمارد:
كميت، زمان، كيفيت. در اين تحقيق تجربي براي ارزشگذاري،‌ اين وجوه به چهار طبقه اطلاعاتي تقسيم مي‌ شوند.
1) نگرشي كلي از كيفيت اطلاعات كه شامل ميزان ارتباط مي‌شود،
2) اجراي مربوط به ايجاد دقت، كميت، قابل اعتماد بودن / زماني،
3) كيفيت شكل‌بندي،
4) كيفيت معني در مفهوم منطقي بودن.
در مفهوم اطلاعات، “ربط و وابستگي“ مساله ای اساسي در گسترش علم اطلاع رساني است.
ساراويك (1970)2 “ربط و وابستگي”3 را به معناي “ميزان سودمندي پاسخ“ و “دلالت اهميت در هدفي مهم” معرفي مي‌كند. اطلاعات مربوط شامل عقايد يا حقايق به مساله مورد نظر بستگی دارد.
ايزنبرگ و شمبر (1988)4 مرتبط را چنين تعريف مي‌كنند:
“ ارتباط يك سند و جواب يك سئوال كه توسط يك جستجوگر مشخص شود.”
استفاده و ارتباط بين اطلاعات به طرق گوناگون كشف شده است. ديد عيني از اطلاعات فرض را بر آن مي‌گيرد كه ممكن است اسناد با موارد اطلاعات بصورت عيني ارائه شوند و يك مسند مربوط به يك سئوال است، آنهم زماني كه به آن اطلاعات مرتبط باشد. يك سيستم بازيابي اطلاعات براي محاسبه ميزان تطابق بين سئوالهاي كاربر و اسناد طراحي مي‌شود تا ميزان آن را تخمين زند و آن سند درباره موضوع يا سئوال است.
1. Zmud (1978) 3. Relevance
2. Saravic (1970) 4. Eisenberg and Schamber (1988)


ارتباط در واقع شامل موارد زير است:
- ذهني؛ وابسته به قضاوت انسان است.
- ادراكي؛ وابسته به دانش و فهم انسان است.
- موقعيتي؛ مربوط به كاربران و مسائل اطلاعاتي آنها است.
- پويا؛ در حال تغيير مداوم است.
- چند وجهي؛ تحت تاثير عوامل گوناگون است.
- قابل اندازه‌گيري؛ قابل مشاهده در يك مكان و زمان خاص است.
واژه ارتباط يا وابستگي براي اشاره به توانايي يك مورد اطلاعاتي به ميزاني فراتر از “ارتباط موضوعي” مناسب است، تا نياز دروني و شخصي فرد را برطرف كند. وابستگي از ارتباط عميق‌تر است و با نيازهاي مؤثر و ادراكي شخصي مرتبط است و به نيازهاي خاص يك موقعيت كه نياز اطلاعاتي در آن بوجود مي‌آيد اشاره مي‌كند. تايلور (1986) معتقد است كه قابليت اعتماد يك منيع نشانگر ارزشهاي بيشمار آن است. او قابليت اعتماد را به معناي اعتماد يك كاربر به كيفيت و تداوم آن در يك سيستم و ورود و خروج دائم آن به كار مي‌برد.
در سطح تاثير گذار، درجه هدفمندي شخص و علاقه به آن مساله يا موضوع، ميزان انرژي را كه او براي جستجو صرف مي‌كند معلوم مي‌كند. كالتو (1993) مي‌گويد همانطور كه روند جستجوي اطلاعات پيش مي‌رود، احساس اوليه در مورد غير محرز بودن از بين مي‌رود و اعتماد افزايش مي‌يابد. اگر شخص بر موضوعي متمركز شود، او هدفمندتر مي‌شود و مراحل تحقيق او خوب پيش مي‌رود و او احساس رضايت بيشتري مي‌كند.
كالتو مراحل تحقيق را به شش پايه تقسيم مي‌كند: مقدماتي، انتخاب، كشف، شكل‌بندي(فرمول بندي )، جمع‌آوري و ارائه. كاربر در مرحله مقدماتي، ابتدا نياز براي اطلاعات بيشتر را احساس مي‌‌كند و احساس غير محرز بودن و عدم قطعيت در اين مرحله در كاربر وجود دارد. طي مرحله انتخاب، كاربر محدوده موضوعي را معلوم مي‌كند. احساس غير محرز بودن جاي خود را به آمادگي برای تحقيق مي‌دهد. افكار در انتخاب بهترين معيار علاقه شخصي است. در روند كشف، كاربر دانسته‌هاي خود را افزايش مي‌دهد. البته در اين مرحله احساس سر درگمي در كاربر افزايش مي‌يابد. در مرحله شكل‌بندي (فرموله كردن)، كاربر بر موضوع اصلي متمركز مي‌شود، احساس غير محرز بودن كاهش مي‌يابد و اطمينان افزايش مي‌يابد.
در مرحله جمع‌آوري، كاربر با سيستم‌هاي اطلاعاتي تعامل دارد. اطمينان افزايش می یابد و علاقه به پروژه عميق مي‌شود. كاربر مستقيماً به جستجوي اطلاعات مربوط و خاص مي‌پردازد. در پایان مساله‌ حل مي‌شود و تحقيق كامل مي‌گردد و احساس رضايت براي كاربر بوجود مي‌آيد.
كالتو (1993) شش گروه از نظريات را ارائه مي‌دهد. اول، جستجوي اطلاعات روندي است از فهم ساختار و معني. در اين مورد كاربر از غير محرز بودن و ابهام به اعتماد مي‌رسد. دوم، متمركز بر شكل‌گيري يا فرموله بندي کردن ايده يا نقطه نظري است كه در روند تحقيق به كار مي‌رود. متاسفانه بسياري از كاربران اين شكل‌گيري را با هم انجام نمي‌دهند و اطلاعات را بدون شكل‌دهي (فرموله كردن) اوليه جمع‌آوري مي‌كنند. سوم، اطلاعات ممكن است منحصر به فرد باشد. كاربر در اين مورد از قبل آگاهي دارد و مي‌داند كدام اطلاعات مرتبط است و كدام مرتبط نيست. البته اطلاعات پراكنده و زياد به خستگي منجر مي‌شود. چهارم، ميزان احتمالات در تحقيق تحت تاثير حالت كاربر با رفتار او نسبت به كار تحقيقي مي‌باشد. یک كاربر در حالت خاص به كار اكتشافي و گسترده تمايل دارد. در حالي كه كاربري ديگر نتيجه‌اي را ترجيح مي‌ دهد كه وی را به پايان كار نزديك مي‌كند. حالت يك كاربر در روند تحقيق تغيير مي‌كند. پنجم، در روند تحقيق مجموعه ای از انتخابهاي واحد و شخصي بر اساس پيش‌‌بيني‌ هاي او يا انتظاراتش از منابع، اطلاعات و استراتژيها شکل می گیرد. سرانجام، علاقه كاربر و سطح هدفمندي او در روند تحقيق افزايش مي‌يابد. علاقه در مراحل بعدي بالاتر است و كاربر در يك تحقيق فهم كافي از موضوع دارد تا با هشياري درگير آن شود.
ويلسون1 (1997) شكل‌گيري خود محوري را در اطلاع‌يابي موثر مي‌داند. باور يا احساس فرد درباره خود يا تاثير خود بر تسلط فرد در موقعيت ارتباط دارد. ويلسون اعتقاد دارد احساس قوي خودمحوري در كاربرد يك منبع منجر به استفاده گسترده‌تر و دقيق‌تر از يك منبع مي‌شود. اگر شخص از توان خود در بهره‌گيري از منبع ترديد كند در نتيجه استفاده درست از منبع به عمل نمي‌آيد؛ حتي اگر منبع فوق اطلاعات بسيار مرتبطي داشته باشد.
در سطح موقعيتي، انتخاب و استفاده از منبع تحت تاثير ميزان زمان و تلاش مورد نظر براي دستيابي به منبع و تعامل با آن براي اطلاع‌يابي است.
كولنان2 (1985) قابليت دستيابي را به عنوان ارزشهاي اقتصادي و اجتماعي مربوط به دسترسي اطلاعات بيان می کند. در حالي كه در علوم كتابداری و اطلاع‌رساني قابليت دستيابي منابع يك ارزش فيزيكي دارد. بخصوص كه بين كتابخانه و كاربر فاصله فيزيكي باشد. قابليت دسترسي را مفهومي براي طراحي و ارزيابي سيستمهاي اطلاعاتي مختلف بيان مي‌كند. او قابليت دستيابي را به عنوان “سطحي مورد نظر براي استفاده از منبع اطلاعاتي” معرفي مي‌كند. مطالعه كاربران نشان داده كه قابليت دستيابي به منبع مهمترين قسمت استفاده از منبع است. براي مثال دانشمندان، فناوران (تكنولوژيست‌ها) و مديران نسبت به قابليت دستيابي حساسند، در نتيجه كمتر به كتابخانه‌هاي نزديك خود رجوع مي‌كنند. آنها ترجيح مي‌دهند براي رسيدن به اطلاعات كامل تر، كوتاهترين راه را بروند و تلاش خود را به حداقل برسانند.
از طرفي، جدا از ويژگي‌هاي منبع، پيچيدگي كار يا محرز نبودن محيط كار در اطلاع‌يابي موثر مي‌باشد. يك كار پيچيده كه با شماري از كارهاي مستقل درگير است، به اطلاعات وسيع‌تر نياز دارد.

1- Wilson
2- Culnan


محيط كاري پيچيده، بررسي اطلاعاتي وسيع‌تري را مي‌طلبد. پيچيدگي كار به دانش، ابزار و تكنيكها بستگي دارد تا ورودي‌ها را به خروجي‌هاي طبقه‌بندي شده تبديل كند.
بحث جستجوي اطلاعات (اطلاع‌يابي) را طبق شكل 2 مي‌توان خلاصه كرد. انتخاب و استفاده از اطلاعات و منابع تحت تاثير دو خصوصيت منبع است: قابل دسترس بودن منبع و كيفيت منبع. در عین حال، مرتبط بودن از خصوصيت منبع است که با پيچيدگي كار مربوطه ارتباط دارد و علاقه شخصي و هدف شخصي در تحقيق موثر است.


بنابراين در سطح موقعيت اطلاع يابي، استفاده از منبع تحت تاثير قابليت دسترسي به منابع است. حداقل سه نوع تلاش متفاوت وجود دارند: فيزيكي، ذهني و رواني. به علاوه، پيچيدگي كار يا غير محرز بودن، محيط كار جستجو را تحت تاثير قرار مي‌دهد. يك كار پيچيده به مشخصات وابسته‌اي متمايز مي‌شود كه به طور غير قابل پيش‌بيني تعامل دارند و اطلاعات وسيعي را گرد‌آوري مي‌كنند. مانند يك محيط بيروني پيچيده كه اطلاعات بيشتري را مي‌طلبد. حتي در يك جستجوي هدفمند، اطلاعات تصادفي هم به دست مي‌آيد؛ آن هم از طريق جمع‌آوري روزانه اطلاعات فردي و به طور عادت.
ويلسون (1997) معتقد است هر فرد براي روزآمد كردن اطلاعات خود مجموعه ای از عادات روزانه را اختيار مي‌كند. مثلاً مرور رسانه‌هاي عمومي، گفتگو با دوستان و همكاران و مشاهدات شخصي. اگر چه اين فعاليتها به نيازهاي اطلاعاتي ويژه‌اي رهنمون مي‌شوند، اما اطلاعات مفيد از طريق همين حالات تصادفي هم به‌دست مي‌آيد.

3-2-1- استفاده از اطلاعات
تعريف مفهوم استفاده از اطلاعات بدليل خودكار بودن بخش عظيمي از تجربه روزانه شايد سخت باشد. به هر حال، استفاده و نياز به اطلاعات دو روي يك سكه هستند. زيرا حقيقي ترين زمان نياز به اطلاعات زماني است كه مورد استفاده قرار مي‌‌گيرد. جستجوي اطلاعات هدفمند بر رفتاري كه به سوي دسترسي به آن رهنمون مي‌شود تمركز كرده است؛ كه شامل شناسايي انتخاب و استفاده از منابع اطلاعاتي مي‌شود. استفاده از اطلاعات زماني رخ مي‌دهد كه فرآيندهاي جستجوي اطلاعات با پاسخهاي احساسي و ذهني درگير است و در متني فرهنگي و اجتماعي بزرگتر واقع شده است. استفاده از اطلاعات آخرين مرحله است. زماني كه فرد از اطلاعات استفاده مي‌كند، مانند ‌پاسخ به يك سئوال،‌ حل يك مساله،‌ تصميم گيري،‌ مباحثه درباره حالتي يا دريافت موقعيتي، بنابراين ماحصل استفاده از اطلاعات تغييري در وضعيت دانش، عملکرد يا درك فرد است.
تايلور (1991) راههاي استفاده از اطلاعات را در بيش از هشت دسته‌بندي ارائه می کند: گسترش يك متن،‌ درك يك موقعيت خاص، شناخت چگونگي انجام كار،‌ حقايق يابي درباره عملي، تاكيدي براي اطلاعات ديگر، پيش‌بيني حوادث آينده، ايجاد انگيزه براي فرد، گسترش اطلاعات،‌ تعيين پايگاه، اعتبار يا دستيابي شخص.
در سطح ادراكي، روش و ادراك فرد در شيوه استفاده از اطلاعات مؤثر مي‌باشد . دسته‌بنديهاي مختلفي براي تمايز بين ادراك و انواع شخصيت وجود دارد. يكي از گسترده‌ترين طبقه‌بندي وسايل ارزيابي شخصيت، طبقه‌بندي “مايرز بريگز تايپ“1 مي‌باشد كه انواع شخصيت را به شانزده گروه تقسيم كرد و هر نوع شخصيت در جهت پيشبرد و استفاده اطلاعاتي به شيوه‌اي خاص خود پيش‌بيني شده است.
در سطح تاثير گذار، افراد از اطلاعاتي كه احساسات منفي در آنها يا ديگران برمي‌انگيزد، استفاده نمي‌كنند. آنها به اطلاعاتي كه پشيماني‌، شرمندگي يا تنش نداشته باشد، رجوع مي‌كنند.
ارگرس 2 (1994) درباره چگونگي سانسور اطلاعات، موارد احساسي را بيان مي‌كند. آنها ظاهراً تمايل به توجه و دقت دارند و از شكست، خطر و عدم توانايي اجتناب مي‌كنند.
همه ما رفتار خود را كنترل مي‌كنيم تا با افزايش احتمال موفقيت و كاهش شكست روبرو گرديم. احساسات منفي خود را تعديل مي‌نماييم و عقلاني عمل مي‌كنيم. هدفهاي مشخصي را در نظر گرفته و بعد رفتار خود را بر اساس دستيابي به اهداف ارزيابي مي‌كنيم.




1. Myers – Briygs Type Indicator (MBT1)
2. Argyris(1994)

در سطح موقعيتي، استفادة از اطلاعات بر اساس ميزان سودمندي اطلاعات در ساختار قوانين مي‌باشد. سايرت و مارچ1 (1963/1922) توضيح‌ مي‌دهند كه چگونه قوانين اجراي كار، اطلاعات لازم را تعيين مي‌كند و چگونه به كار برده مي‌شوند؟ سياستهاي مثبت و دريافت اطلاعات را بيان مي‌كند. قوانين تبادل اطلاعات، چگونگي پالايش اطلاعات را توصيف مي‌كند.
شين (1997) و مارتين2 (1992) نقش فرهنگ سازمان يافته را در تاسيس چارچوبي از فرضيات، باورها و ارزشهاي شكل دهندة معنا بيان مي‌كنند. افراد از چارچوب فوق براي نامگذاري اعمال و حوادث استفاده مي‌كنند و ارزش و اهميت در پيشرفتها و مفهوم‌سازي اطلاعات را در چارچوب مورد نظر انجام مي‌دهند.
بخش مهم فرهنگ سازماني، سياستهاي اطلاعاتي است. مانع اصلي ايجاد سازمانها بر پاية اطلاعات، هدايت سياستهاي استفاده از اطلاعات است.
نتيجه جستجوي اطلاعات، مجموعه‌اي از اطلاعات انتخابي است كه زير مجموعة خيلي كوچكي از اطلاعات نهايي دريافت شده است. چگونگي استفادة از اطلاعات به سبك ادراكي و ترجيحات افراد، پاسخ‌هاي احساسي و فرهنگي و اجتماعي احاطه‌كنندة اطلاعات بستگي دارد. آخرين پيامد استفادة از اطلاعات، تغیير در ميدان دانش و آگاهي افراد و اجازه به افراد در عملكرد و فهم و درك آنهاست. افراد و گروه‌ها تجربيات جديدي كسب مي‌كنند. تجربيات جديد، ابهامات و عدم محرز بودن و قطعيتهاي جديد را ايجاد مي‌كنند. بنابراين چرخة نياز اطلاعاتي، جستجوي اطلاعات (اطلاع‌يابي) و استفاده از اطلاعات همواره در پويايي است.

1- Cyert and March (1992/1963)
2- Schein (1997) and Martin (1992)
















شكل 3. اطلاع‌يابي: تلفيق مدل


3-2-4- رفتار اطلاع‌يابي
پس از جنگ جهاني دوم، مطالعات انجام شده بر روي رفتار اطلاع‌يابي موجب تغييری آشكار در جستجوي اطلاعات شد. در آن سالها روشهاي جامعی براي ارزيابي نيازها و استفاده از اطلاعات به دست آمد. اين مساله گامی مثبت در تحقيقات بعدي بود و موجب گشايش فضایي جذاب براي طراحي نرم افزارها و سخت افزارهای واسط شد. جنبه‌هاي جديد در تحقيقات، مدلهاي سنتي طراحي را كاملاً تغيير داد و كاربر را بجاي سيستم در مركز توجه خود قرار داده است.
در سال 1972 دروين1 به توسعه مدلي بر پايه نياز كاربر پرداخت و آن را “ ايجاد احساس” 2 ناميد. روش او بر رفتاري كه فرد در تجربيات روزانه خود با استفاده از تحليل طيف وسيعي از فعاليتهاي پيچيده بشري انجام مي‌دهد متمركز گرديده است.
نيكولاس 3 (1980) بر روي اين مفهوم كار كرده است كه چرا جستجوگران اطلاعات و حتي كساني كه در يك سيستم اطلاعاتی مشخص خبره هستند نمي‌توانند پرسش خود را درست شكل دهند و به اطلاعات مورد نياز خويش دست يابند. او اين را “وضعيت غير متعارف در آگاهي” يا به اختصار ASK ناميده و به عقيده او دليل بروز اشكال در بازيابي اطلاعات در سيستم و جستجو كننده اطلاعات نهفته است.
تايلور (1985) روش مقدار اضافه شده را براي جستجوي اطلاعات تهيه نمود. او مساله كاربر را در مركز توجه قرار داد و مسائل به نحوي با مساله او مرتبط مي‌گردد. اين مدل بر درك سيستم از نياز مصرف‌كننده،‌ مقاديري كه كاربر از سيستم، اطلاعات دريافت مي‌كند و چگونگي تاثير اطلاعات دريافت شده بر روي تصميم‌گيري كاربر بنا نهاده شده است.


1.Dervin 2. Sense - making 3. Nicholas Belkin (1980)

3-2-5- اطلاع‌يابي پيوسته (on line)
به محض مشخص شدن نياز به اطلاعات، منبع اطلاعاتي يا منابعي كه بايد مورد جستجو قرار گيرند را مي‌توان انتخاب نمود. انتخاب يك منبع اطلاعاتي مرتبط با نياز بسيار مهم است. بيشتر استراتژيهاي جستجو در منبعی اشتباهی، كمترين اطلاعات مورد علاقه به دست خواهد آمد. همچنين، انتخاب يك منبع در انتخاب فرم تكنولوژيكي نيز مؤثر مي‌باشد. اگر چه در بسياري از حالتهاي پيشرفته، يك منبع روي چندين فرم وجود دارد.
براي مثال اپك (Opac) را مي‌توان در يك كتابخانه مورد جستجو قرار داد. اما احتمالا آن را از طريق اينترنت، تله نت يا شبكه جهاني وب نیز می توان دسترسي یافت.
پايگاههاي اطلاعاتي كتاب‌شناختی از طریق ديسكهاي فشرده ارائه می شوند يا بوسیله سرويس دهنده‌هايي مانند STN يا ديالوگ (Dialog) به صورت پيوسته استفاده می شوند. رفتار اطلاع‌يابي افراد در حالت پيوسته، برخي مسائل و شرايط منحصر به فرد را نمايان مي‌كند.
بتس (1989) 1 جستجوي اطلاعات در حالت پیوستهonline) ) را به دانه‌چيني ماكيان تشبيه نمود:
جستجوگران در يك فضاي اطلاعاتي از يك منبع به منبعی ديگر رفته و استراتژي جستجوي خود را سريع تغيير مي‌دهند. در مدل ‌دانه‌چيني بتس، جستجو و مرور، به نظر فعاليتهاي نیستند که منحصراً در تقابل با يكديگر باشند، بلكه مكمل يكديگر خواهند بود. نتيجه مهم تحقيقات وي، مفهوم جديدي است كه جستجو به خود گرفته است و در اين مدل بيان مي‌شود که هنگامي كه فردي به دنبال اطلاعات بخصوصي مي‌گردد، نياز اطلاعاتي وي مي‌تواند بر اساس چيزهايي كه در هنگام جستجو مي‌آموزد تغيير يابد. بنابراين، اطلاع‌يابي پيوسته (online) مي‌تواند بصورت يك مذاكره و گفتگو بين جستجو‌كننده و سيستم ديده شود.

1. Marcia Bates
بر اين اساس به هنگام دستيابي به اطلاعات، قابليت انعطاف سيستم و قابليت كنترل كاربر بر روي آن بسيار مهم است. استفاده‌كننده‌ها بايد بطور طبيعي قادر باشند كنش و واكنش‌هاي هوشمندانه با سيستم داشته باشند تا بتوانند به تك تك نيازهاي خود دست يابند.

3-2-6– اطلاع‌يابي پيوسته(online): مذاكره بين كاربر و سيستم
مشابه مدل دانه‌چيني، پيرولي و كارد 1 (195) تئوري براي يافتن اطلاعات ارائه نمودند.
اين روش با تحليل تكنيك دست‌يابي به اطلاعات كه در نحوه عملكرد انسان نهفته است بدست آمده است. اين تئوري مستقيماً بر اساس يافتن تئوريهاي زيست‌شناسي و انسان‌شناسي استوار بوده كه انسان را به صورت يك موجودِ داراي قابليت سازگاري با شرايط معرفي مي‌نمايد.
در اين تئوري موازنه ايجاد شده بين مقادير اطلاعات مفيد و ميزان فعاليت انجام شده جهت پيدا كردن آنها مورد تحليل قرار مي‌گيرد. توجه به اين نكته مهم است كه كاوش اطلاعات در اينجا به مفهوم جستجوي بي‌هدف نیست، بلكه به استراتژيهاي گوناگوني اطلاق مي‌شود كه جستجوگران در جهت كسب اطلاعات اتخاذ مي‌كنند و اين استراتژيها به چگونگي ايجاد سازگاري كاوشگر در محيط و بر پايه وضعيت موجود بر مي‌گردد. در نتيجه با طراحي واقعي و درست يك سيستم اطلاع‌رساني در حد جهاني نه تنها بايد به ايجاد سهولت در يافتن اطلاعات و گرد‌آوري آن توجه نمايند، بلكه بايستي از چگونگي بهينه كردن وقت جستجوگران نيز متاثر باشد.




1.Peter Pirolli and Stuart Cand

به منظور كارآمد بودن و مؤثر بودن كاوش اطلاعات،‌ جستجوگران بايد بدانند كه در محيط وب وارد چه مكاني شده‌اند و دليل وارد شدن چيست؟ طراحي يك سيستم گفتگو براي كاربران مسيري را ايجاد خواهد كرد كه آنها مي‌توانند با استفاده از آن به طرف مقصد خويش حركت نمايند.
تحقيقاتي كه بر روي رفتار مرور در وب و اينترنت شده است عمدتاً‌ نشان داده است كه كاربران تنها به صفحات محدودي در يك سايت تكيه مي‌كنند و اين مطالعه به وضــوح يك الــگوي تكــرار يكسان از بازگشتــهاي متعــدد به صفحــه خانــگي را نشــان داد
Pitkow& calledge,1995 )).
بنابراين استراتژيهاي جستجوي اطلاعات در حالت پیوسته (online) به سرعت تغيير مي یابد و به تدريج جستجوهاي پي در پي به كاربر مي‌آموزد كه چه چيزي در داخل سيستم قابل دستيابي مي‌باشد.
كاربران بايد قادر باشند تا بطور مناسب با سيستم كنش و واكنش و گفتگو داشته باشند تا به نيازهاي اطلاعاتي خود دست يابند. (Belkin , Bates 1990) .










3-3- مدلهاي رفتار اطلاع‌يابي
مطالعات بسياري نشان مي‌دهد كه بين اطلاع‌ يابي و بازيابي اطلاعات رابطه نزديكي وجود دارد.
سارا ويك اشاره مي‌كند كه تجزيه و تحليل ادراكي اطلاع‌يابي و بازيابي، نقطه شروعي براي نظريه‌هايي در مورد مشاهده و جمع‌آوري داده‌هايي است كه در ايجاد زمينه‌اي براي متن و طبقه‌بندي سؤالات كاربر، به خصوص در ادراك و تصميم‌گيري كاربران و مقايسه جستجوهاي متفاوت براي سؤالات يكسان كمك مي‌كند. تفاوتهاي اساسي بين بازيابي اطلاعات با اطلاع‌يابي در موارد زير مي‌باشد:
در بازيابي اطلاعات از نظر تاريخي تاكيد روي نظام است و همچنين روي استفاده از منابع اطلاعاتي و تاكيد بر روي نتايج و صحت اطلاعات مي باشد. در حالي كه اطلاع يابي بر روي كاربر و ماهيت فعال و ذهني جستجوي مدارك از طريق منابع اطلاعاتي،‌ بررسي اطلاعات،‌ استراتژي جستجو، تشخيص اطلاعات مربوط و مناسب و بر جستجوي هر چه آسان تر مدارك تاكيد مي کند.
هر چه تكنولوژي رايانه اي افزايش يابد، بازيابي اطلاعات و اطلاع يابي به هم نزديكتر مي شود. هر چه نظامهاي بازيابي اطلاعات فعالتر شوند، قابليت جستجوي مدارك را افزايش مي دهد.
بنابراين طرح يك نظام براي پيشرفت در اطلاع يابي، نیازمند ‌شناخت كاربر و اثرات متقابل كاربر و سيستم مي‌باشد. تعيين ميزان موفقيت اطلاع يابي احتياج به تجزيه و تحليل بيشتر و معيارهاي دقيق مي باشد. ثبت و مقايسه عمل متقابل كاربران همراه يك نظام مي تواند در افزايش موفقيت كاربران مؤثر باشد.
تكنيكهاي جديد موجب افزایش جستجوي اطلاعات می شود. تاثير تكنولوژي جديد بر اطلاع، مدلهاي جايگزيني را كه با دقت بيشر روند اطلاع يابي را به عنوان فعاليتي پويا تعريف مي كند، به وجود مي آورد.
مدلهاي اطلاع يابي سعي مي كنند روندي را كه يك كاربر براي رفع نياز اطلاعاتي خود دنبال مي‌كند را توصيف نمايند.
امروزه امكانات اينترنت به سمت وب مي رود تا به سادگي در دسترس همه قرار گيرد. کاربران از طریق يك مرورگر مثل ”نت اسكيپ“1،‌ و “اينترنت اكسپلورر“ 2به اينترنت وصل مي‌شوند. در واقع اسناد موجود در وب جهانگستر را مشاهده مي كنند. از پست الكترونيك گرفته تا سرويس دهنده هاي آرکي همه به نحوي به وب متصل شده‌اند. مبادله اطلاعات بين شخص و رايانه، ‌سهولت و محيط چندرسانه اي آن،‌ همه كاربران را به خود جذب كرده است. با توجه به چنين پيشرفت و تحولاتي در محيط وب، ‌بخش بزرگی به وب اختصاص داده شده است.
مورد فوق با توجه به عنوان تحقيق و جايگاه وب در اينترنت ذكر شد تا در بيان مدلهاي اطلاع يابي تناقضي از جهت وب و اينترنت ديده نشود.
حال به ذكر مدلهاي رفتار اطلاع يابي مي پردازيم:

3-3-1- مدل رفتار اطلاع‌يابي اليس (Ellis,1989)
اين مدل تاثير زيادي بر تحقيقات مربوط به اطلاعات گذاشت و در واقع نمونه‌اي بر اساس وضعيت و شرايط محيط جستجو مي‌باشد. اين مدل در محيطهاي فرامتني مانند وب كاربرد دارد و شامل شش رفتار اوليه در يافتن اطلاعات مي‌باشد كه به شرح زيرند:
شروع:3 شناسايي منابع مرتبط با موضوع مورد علاقه است. به عنوان مثال؛ شروع در محيط وب، شامل وارد شدن به سايت Yahoo براي يافتن ليست طبقه‌بندي كلي پیوندهاي مربوط، فيلد جستجو، جستجوي عمودي، يا سايتهاي ارجاعي معروف است. روش ديگر جستجوي اطلاعات از طريق Book Mark است.

1. Netscape
2. Internet explorer
3. Starting
• زنجيره1: پيگيري و اتصال به سر نخهاي جديد كه در منبع اوليه شناسايي مي‌شود. بنابراين زنجيره از مرحه شروع آغاز مي‌شود و از طريق پیوندهای ارجاعي به ساير منابع جديد اطلاعاتي به وجود مي‌آید. دو نوع زنجيره وجود دارد: زنجيره بازگشت2 كه يك ارجاع را از منبع آغازين دنبال مي‌ كند؛ به عبارت دیگر، بررسي مطالب ذكر شده در كتاب‌شناسي منابع آغازين مي‌باشد. در مقابل زنجيره پيشرونده3 به منابع ابتدايي يا اسناد اوليه ارجاع داده مي‌شود. اگر چه مي‌تواند يك روش مفيد در توسعه تحقيقات باشد اما كمتر مورد استفاده قرارمي‌گيرد.
• مرور كردن 4 : بررسي محتويات منابع شناسايي شده براي يافتن مطالب مورد نظر است. اشخاص اغلب با نگاه كردن به فهرستها، ليست عناوين، سر فصلها، اسامي سازمانها يا اشخاص و غيره مرور مي‌كنند. مرور اجمالي راه‌گشايي براي يافته‌هاي غير مترقبه‌ (پيش‌بيني نشده)، ارتباطات جديد و مسيرهايي براي پيدا كردن اطلاعات است و همچنين مي‌تواند يادگيري را شامل گردد و اين خود باعث تغيير نيازهاي اطلاعاتي مي‌شود. در محيط وب مرور اجمالي معمولي‌ترين روش براي دنبال كردن پیوند از طريق كليك موشواره است كه اين امر غير قابل اجتناب است.
با پیوند یافتن و سرعت دسترسي كافي، ادامه ارتباطات جديد بسيار آسان است. تنها دليل توقف در محيط وب، نگراني از قطع پیوندها است.
• فرق‌گذاري5: حفظ و ارزيابي منابع از لحاظ مفيد بودن مي‌باشد. منابع بررسي شده با در نظر گرفتن تفاوتهاي بين ماهيت و كيفيت اطلاعات برگزيده مي‌شوند. در اين مرحله بايد منابع از طريق عناوين، شكل، يا سطح جزئيات درجه‌بندي و سازماندهي شوند و تا حد زيادي بستگي به سرعت عمل اشخاص يا تجربيات اوليه آنها در ارتباط با منابع، توصيه همكاران يا افراد مختلف و بررسي در منابع دارد.
1.Chaining 2. Backward Chaining 3. Forward Chaining
4. Browsing 5. Differentiating


• كنترل كردن1: اين مرحله شامل روزآمد نگه داشتن موضوع، همراه با دنبال كردن منظم منابع ويژه است. مرحله کنترل فعاليت آگاهانه‌اي است كه موجب پيشرفت در منابع خاص مي‌شود. براي يافتن يك موضوع خاص مي توان از يك سري منابع هسته شامل مدارك خاص، انتشارات و توسعه‌ها استفاده نمود. زماني كه در وب ويرايشهاي جديدي منتشر مي‌شود، فعاليت كنترل يا بازنگري شامل بررسي منبع Book Mark براي اطمينان از روزآمد بودن يا بررسي منظم وب سايت مي‌باشد. بنابراين آگاهي مداوم از اطلاعات بدست آمده در موضوع مورد نظر مي‌باشد.
• استخراج 2: يك فعاليت منظم است كه از طريق منبع يا منابع خاص، مطالب مورد علاقه را دريافت كنيم. در واقع اين مرحله شامل تجزيه و تحليل منابع براي تعيين مطالب مورد نظر است. براي بررسي تاريخي يا ارجاع مفهومي در يك موضوع به كار مي‌رود. استخراج ممكن است مستقیمً يا غير مستقيم از طريق فهرست مراجع، ضميمه‌ها و پايگاه داده‌هاي پيوسته (online) حاصل شود. در اين مرحله بايد صفحه وب مورد نظر را به عنوان فايل ذخيره كرد يا براي استفاده در آرشيو مطالب مورد نظر چاپ گردد.
با توجه به مطالب بالا اليس، در سال 1991 دو ويژگي زير را نيز به مدل خود افزود:
• بازبيني3: يعني وقتي كه درستي اطلاعات بررسي مي‌شوند.
• نتيجه4: كه نتيجه روند اطلاع‌يابي را نشان مي‌دهد. به عنوان مثال؛ تهيه خلاصه نهايي.
به هر حال عليرغم اصلاح روندها و روابط بين خصوصيات اين مدل، اليس معتقد است مرز بين اين خصوصيات بسيار نزديك است.

1. Monitoring 2. Extracting 3. Verifying
4. Ending
اليس در سال 1996 در مورد استفاده از وب گفته است كه بازبيني بايد شامل استخراج كليدواژه‌ها از منابع و جستجو براي اطلاعات بيشتر در صفحات وب باشد. مسلماً وجود اطلاعات غير مرتبط در وب بازبيني اطلاعات را مشكل مي‌نمايد. او معتقد است كه اغلب اطلاعات از طريق چك كردن منابع سنتي و نه از طريق صفحات وب بازبيني مي‌شوند.
اليس در سال 1997 تا حدودي ويژگي مدلهاي خود را تغيير داد و آن شامل گسترش از مرحله شروع به مرحله بررسي1 است. تاكيد اصلي “بررسي” روي ديدگاه يكي نسبت به زمينه يا مكان‌يابي مدارك اصلي است. زماني كه منابع اطلاعاتي رتبه‌بندي مي‌شوند مرحله تشخيص (differentiating) به مرحله رتبه‌بندي Distingushing)) تبديل مي‌شود. اليس اشاره كرد كه به طور طبيعي، مجراهای رسمي مانند بحثها، مكالمات و منابع رديف دوم همچون فهرست مندرجات و چكيده‌ها نسبت به متن كامل مقالات در سطح بالاتري رتبه‌بندي مي‌شوند. برای نظم مكاني در روند اطلاع‌يابي بهتر است نوعي سلسله مراتب نتايج براي كاربر تشكيل شود. به علت سهولت حركت و ارائه اطلاعات در وب، نه تنها كشف مسيرهاي اطلاعات كار آساني نيست، بلكه تغيير مسيرها نيز دستيابي به اطلاعات را دشوارتر مي‌كند.
ويژگي جديد ديگر مدل اليس تصفيه و پالايش2 است كه معيارهاي شخصي يا مكانيزمهايي را براي افزايش دقت اطلاعات و ارتباط محاسبه مي‌كند. پالايش تحقيق را از نظر زمان و لغات كليدي محدود مي‌كند. در روند اطلاع‌يابي، پالايش اطلاعات يك عامل اساسي به حساب مي‌ آيد. در وب پالايش شامل محدوديت جستجو براي اطلاعات است. مانند استفاده از موتورهاي جستجو یا استفاده از آدرس سايت خاص URL.
اليس دريافته بود كه سيستمهاي مبتني بر فرامتني3 قابليتهايي براي ارايه عملكردهاي اشاره شده در طرح رفتاري دارند.
1.Serveying 2. Filtering 3. Hypertext

اگر ما وب جهاني را به عنوان يك سيستم اطلاعاتي فرا ارتباطي در نظر بگيريم، طبقه بندي رفتارها در روند جستجوي اطلاعات در طرح اليس با قابليت‌هاي موجود در نرم‌افزار مرورگر وب مورد حمايت قرار مي‌گيرد. بنابراين شخص مي‌تواند يكي از سايتهاي وب را به عنوان سايت مورد نظر خود انتخاب كند (شروع). متعاقب ارتباطات فرامتني منابع اطلاعات در مسيرهاي پيشرونده و پسرونده حركت مي‌كند (زنجيره كردن). صفحات وب از منابع انتخاب شده را بررسي می کند (مرور كردن). منابع مفيد براي مراجع آينده را نشانه‌گذاري می کند (تفاوت قائل شدن ). توافق بر روي خدمات پست الکترونیکی كه كاربر را از اطلاعات جديد مطلع مي‌سازد (كنترل كردن). تحقيق يك منبع خاص براي تمام اطلاعاتي كه در مورد يك موضوع خاص وجود دارد (استخراج). ضميمه‌هاي احتمالي فعاليت‌ها در جستجوي اطلاعات وب با فرمولهاي اصلي مقايسه گرديده كه در شكل 4 نشان داده مي‌شود.



استخراج كنترل كردن تفاوت قائل شدن مرور كردن زنجير كردن آغاز كردن
عملكردهاي سيستماتيك در تشخيص منابع مورد نياز دريافت گزارشات منظم يا ارائه خلاصه گزارشات از منابع انتخاب شده محدوديت اطلاعات طبق كاربرد آنها بررسي فهرستها و عناوين منابع يافت شده در اطلاعات داده شده تعيين منابع مورد نياز تحقيقات اليس و همكارانش
(1993،1989،1997)
تحقيقات سيستماتيك بر روي سايت‌هاي اطلاعاتي مورد نظر دريافت سايتهاي متداول، واسطه‌ها انتخاب صفحات مفيد و سايتها با استفاده از نشانه‌گذاري، چاپ، كپي و غيره
انتخاب سايتهاي متفاوت و از پيش تعيين شده بررسي صفحات سطح بالا، ليستها. عنوانها ارتباط صفحات آغازين به ساير سايتهاي مرتبط تشخيص سايتها و صفحات وب محتوي اطلاعات مورد نياز پيش‌بيني حركتهاي وب

شكل 4. رفتارهاي جستجوي اطلاعات و حركت در وب


3-3-2- مدل رفتار اطلاع‌يابي كالتو (Kuhlthau)
كالتو مدلي را كه از جنبه كاربر بر روند اطلاع‌يابي تاكيد دارد، ارائه داد. اين مدل شامل 6 مرحله مي‌باشد كه به قرار زيرند:
• مرحله مقدماتي: آغاز فرايند می باشد. اين مرحله زماني است كه شخص تشخيص دهد براي تكميل آگاهيها يا حل يك مشكل نياز به اطلاعات دارد.
• مرحله انتخاب: اين مرحله شامل تعيين و انتخاب يك عنوان كلي جهت بررسي يا نظريه‌اي براي تحقيق است .
• مرحله جستجو: در اين مرحله شامل بررسي اطلاعات مربوط به عنوانهاي كلي جهت گسترش دانش شخصي، همچنين تمركز روي عنوان است.
• مرحله فرمول‌بندي (قاعده سازي): كاربر از طريق اطلاعات جمع‌آوري شده از مرحله قبل بر اساس يافته‌هاي اطلاعاتي نگرش متمركزي نسبت به عنوان پيدا مي‌كند و اين تمركز ورود به مرحله بعد را براي كاربر آسان مي‌نمايد.
• مرحله جمع‌آوري: در اين مرحله كاربر و نظامهاي اطلاعاتي ( به عنوان مثال: كتابخانه‌ها، كارشناسان، دوستان، …) بطور مؤثر روي يكديگر اثر متقابل مي‌گذارند.
• مرحله پايان تحقيق يا ارائه: اين مرحله شامل تكميل تحقيق يا آماده كردن مدارك نوشته شده است. تكميل فرآيند با درك اطمينان يا شكست بر اين اساس است كه يافته‌ها تا چه حد مفيد هستند.
مدل كالتو مبتني بر مطالعات جدي و طولاني روي گروهي از دانش آموزان دبيرستاني است. اين مدل از آنجا كه نشان دهنده فعال بودن كاربر در فرآيند جستجوي اطلاعات است حائز اهميت مي باشد. بنظر مي رسد اين مدل شامل اجراي اطلاعات همچون تجزيه و تحليل، تلخيص، سازماندهي، تركيب سازي و ارزيابي اطلاعات يافته شده باشد و تبديل داده و اطلاع به دانش را در بر نمي گيرد و به عنوان جستجويي براي پيشرفت اطلاعات بيشتر روي احساسات موثري همچون تشويش، شك، آشفتگي، هيجان، انتظار، ترديد و خوش بيني تاكيد دارد. كالتو بيان مي كند كه جستجوگر اطلاعات، در اين مدل مرحله به مرحله حركت مي كند. اين مدل پيچيدگي روند تحقيق را نشان نمي دهد. با توجه به اينكه جستجوي اطلاعات فرايندی تكرارپذير است، اما اين مدل آن را فرآيندي خطي مي داند.

3-3-3- مدل رفتار اطلاع يابي بلكين ( Belkin )
بلكين نگرش ديگري را در مورد روند اطلاع يابي ارائه داد و آن را نوعي استراتژي اطلاع يابي معرفي نمود. اين مدل نسبت به مدل اليس و كالتو از فعاليت جهت دارتري برخوردار است. اين فعاليتها و مراحل شامل موارد زير است:
• مرور كردن: نگاه اجمالي يا جستجوي منابع،
• آموزش: گسترش دانش، مساله يا مشكل، سيستم يا قابل دسترسي بودن منابع در انتخاب،
• شناخت: تشخيص عناوين مربوط ( از طريق سيستم يا ارتباط اداركي )،
• دگرگوني اطلاعات: پردازش عناوين كه حدود وظايف را مشخص مي كند.
اين مدل خطي نيست. بلكين بيان كرد كه تحقيق با آغاز يك مشكل و نياز براي حل آن شروع مي شود و شكاف بين اين دو به عنوان نياز اطلاعاتي به شمار مي آيد. كاربر، تدريجاً در ادامه روند پلي از سطوح اطلاعات را كه ممكن است سوالات يا راههاي طرح ريزي شده را تغيير دهد به وجود می آورد.
از جهت ديگر، اين جنبه از اطلاع يابي، نوعي روند پويا همراه با سطوح مختلف توسعه تخصصي و با توجه به دانش و توانايي سيستم اطلاعاتي است. بلكين از طرح سيستمهایي كه نوعي ابزار پركردن شكاف اطلاعاتي هستند و در ارتباط با عنوانها از شبكه ارتباطي استفاده مي كنند حمايت مي نمايد.

3-3-4-مدل رفتار اطلاع يابي مارچيونين(Marchinonin, 1995)
مارچينونين تحقيقاتي بر روي مرورگرها انجام داده است. او مشاهده كرد كه توافقاتي بر روي سه نوع مختلف از مرورگرها وجود دارد كه ممكن است متفاوت از موضوع تحقيق باشد و با تاكتيكهاي سيستماتيك بكار مي رود.
• مرورگر مستقيم زماني است كه مرور سيستماتيك باشد و مستقيماً توسط موضوعات خاص به هدف نزديك شود.
• مرورگر نيمه مستقيم زماني اتفاق مي افتد كه مرورگر قابل پيش گويي باشد يا عموماً هدفمند باشد. البته هدف چندان واضح نيست. مانند ورود به پايگاه اطلاعاتي و مرور اجمالي ركوردهاي بازيابي شده.
• مرورگر غير مستقيم زماني است كه هدف واقعي وجود نداشته باشد و تاكيد چنداني نيز بر آن نشود.
مارچيونين (1995) طرح ديگري از روند جستجوي اطلاعات را پيشنهاد مي كند كه شايد با محيط الكترونيكي تنظيم باشد. دراين طرح روند جستجوي اطلاعات به هشت زير گروه تقسيم مي شود كه عبارتند از:
• تشخيص و توافق در مورد مشكلات اطلاعاتي،
• تعريف و فهم مساله،
• انتخاب يك سيستم تحقيقاتي،
• تهيه و تدوين يك پرسش،
• اجراي تحقيق،
• نتايج بررسي،
• نتيجه گيري از اطلاعات،
• انعكاس / تكرار / توقف.
مارچيونين فرايند استخراج را توصيف مي نمايد. بنابراين يك ارتباط ناگشودني بين اطلاعات برآورده شده وجود دارد که آن را براي حل مشكلات بكار می برند. براي نتيجه گيري از اطلاعات، شخص جستجوگر مهارتهايي نظير خواندن، بررسي كردن، گوش دادن، طبقه بندي، كپي گرفتن و ذخيره اطلاعات را بكار مي برد. همينطور كه اطلاعات استخراج مي شود و بكار مي رود، به دامنه اطلاعاتي شخص افزوده مي شود.

3-3-5- مدل رفتار اطلاع يابي ويلسون ( 1997)
ويلسون طبقه بندي زير را در رابطه با جستجوي اطلاعات معرفي مي نمايد. بديهي است كه كه اطلاعات موثقي از اين طريق حاصل مي شود:
• توجه غيرفعالانه: همانند گوش دادن به راديو يا تماشاي برنامه هاي تلويزيون، ممكن است تمايلي به جمع آوري و جستجوي اطلاعات وجود نداشته باشد و آشنايي با اين اطلاعات ممكن است هرگز اتفاق نيفتد.
• جستجوي فعال: اين حالت متداولترين نوع جستجو است كه اشخاص مي‌توانند به طور فعال از اين روش استفاده نمايند.
• جستجوي غير فعال: كه به نظر مي‌رسد حالت متناقض در واژه‌ها داشته باشد، اما زماني كه يكي از روش‌هاي جستجو نتيجه در آشنايي اطلاعاتي داشته باشد مي‌تواند با مسائل شخصي نيز مرتبط باشد.
• جستجوي مداوم: جايي كه جستجوي فعال مي تواند چارچوبهاي عقايد، نظرات، ارزشها و هر چيز ديگر را بطور اساسي بوجود آورد.


3-2-6- مدل رفتار اطلاع‌يابي آگويلارAguilar, 1967) )
در ابتدا آگويلار و متعاقب آن تئوري‌هاي ويك و دافت 1 پيشنهاد مي‌كنند كه بررسي و جستجو به چهار بخش مجزا تقسيم شود:
بررسي (مرور) غير مستقيم، بررسي‌ (مرور) شرطي، جستجوی غير رسمي، جستجوِی رسمي.
در اين مطالعات ما درباره جستجوي اطلاعات نكاتي بيان مي‌نمائيم و نشان مي‌دهيم چگونه مرور مستقيم و غير مستقيم صورت مي‌گيرد و نوع فعاليتهاي آن چگونه است:
• بررسي غيرمستقيم: شخص با اطلاعاتي مواجه مي‌شود كه نياز به وجود معلومات خاص در ذهن نيست. هدف كلي، بررسي گسترده و فراگير است تا به نشانه‌هاي تغيير پي برده شود. بسياري از منابع اطلاعاتي مورد استفاده قرار مي‌گيرند و بخش وسيعي از اطلاعات غربال مي‌شوند. بخش بخش بودن اطلاعات كاربرد چنداني ندارد، اما اطلاعات وسيع بسيار مورد توجه قرار گرفته است. هدف بررسي گسترده‌، كاربرد تعداد زيادي از منابع مختلف و انواع زيادي از آن مي‌باشد.
• بررسي شرطي: شخص مستقيماً اطلاعاتي را درباره موضوعات انتخابي يا انواع خاصي از اطلاعات مورد بررسي قرار مي‌دهد. هدف اصلي ارزيابي، اهميت اطلاعات موجود به دليل ماهيت تاثير بر سازمان مي‌باشد. شخص تعدادي از بخشهاي بالقوه را از بررسي غير مستقيم جدا مي‌كند و دستيابي به توسعه را در اين مناطق مهم مي‌داند.


1- Weick and Daft

• جستجوی غير رسمي: در طول جستجوي غير رسمي، شخص فعالانه اطلاعات را جستجو مي‌كند و پيامدهاي خاص آن را در مي‌يابد. در اين نوع جستجو محدوديتهاي نسبي و تلاشهاي غير ساختاري نيز دخيل است. هدف اصلي جمع‌آوري اطلاعات حصول نتيجه‌اي است كه ملزومات عملكردهاي سازمان را تعيين نمايد.
• جستجوي رسمي: در طول جستجوي رسمي شخص فعاليتهاي خود را برنامه‌ريزي مي‌كند تا اطلاعات خاص يا انواع اطلاعات را درباره پيامدهاي خاص بدست آورد. اين نوع جستجوي رسمي طبق روندها يا روشهاي از پيش تعيين شده‌اي انجام مي‌پذيرد. جزء جزء شدن اطلاعات در اين مرحله خوب است. محقق براي يافتن اطلاعات به جزئيات به طور نسبي تاكيد مي‌نمايد. هدف اصلي اين است كه اطلاعات را بطور منظم بازيابي نماید. چهار حالت مختلف بررسي و مرور در جدول زير خلاصه و با يكديگر مقايسه مي‌گردد:


استفاده از اطلاعات اطلاع‌يابي(جستجوي
اطلاعات) نياز اطلاعاتي حالات بررسي
“مرورگر” كشفيات مهم ”گستره”
بررسي وسيع منابع و گرفتن مزيتهاي دستيابي آسان به داده‌ها
بخشهاي اصلي خواسته‌ها نشان دادن ملزومات خاص
بررسي غير مستقيم
“آموزش”
افزايش دانسته‌ها در مورد موضوعات مورد نظر “متمايز كننده”
مرور بخشهاي از پيش انتخاب شده، منابع از پيش تعيين شده، موضوعات مورد نظر
توانايي تشخيص موضوعات مورد نظر
بررسي شرطي
“انتخاب”
افزايش اطلاعات بر روي بخشهاي جزئي‌تر ”رضايت”
جستجو در بخشها يا موضوعاتي خاص در صورتي كه از جستجو رضايت كافي بدنبال داشته باشد. توانايي فرمول‌بندي پرسشهاي ساده جستجوي غير رسمي
“بازيابي”
استفاده رسمي از اطلاعات براي اتخاذ تصميمات و سياستها ”بهينه سازي”
جمع‌آوري منظم اطلاعات درباره يك شيء و استفاده از روشهاي مختلف توانايي تشخيص اهداف در بخشهاي جزئي جستجوي رسمي

شكل 5. حالات مختلف بررسي و جستجو




بررسي‌هاي آگويلار و رفتارهاي جستجوي اليس ممكن است با يكديگر تركيب شده و يك طرح رفتاري جديد از جستجوي اطلاعات در وب را ايجاد نمايد.
طرح زير چهار حالت اصلي از جستجوي اطلاعات در وب را نشان مي‌دهد:
بررسي غيرمستقيم، بررسي شرطي، جستجوي غير رسمي و جستجوي رسمي. براي هر يك از حالتهاي نشان داده شده فعاليت جستجوي اطلاعات پيش‌ مي‌آيد.
•بررسي غيرمستقيم: در بررسي غير مستقيم در وب انتظار داريم كه نمونه‌هاي بسياري از آغاز و پيوند را ببينيم. مرحلة آغازين زماني اتفاق مي‌افتد كه شخص بررسي كننده كاربرد وب را بر روي صفحات از پيش تعيين شده آغاز ‌نمايد يا وقتي كه صفحه سايت مورد دلخواه ديده شود (مانند سايتهاي اخبار، روزنامه‌ها و مجلات). مرحله زنجير كردن زماني اتفاق مي‌افتد كه جستجوگر به عناوین مورد نظر توجه كند و سپس ارتباطات فرامتني را به آن عنوان‌ها نسبت دهد. پيوند يا زنجير پيش‌رونده متداولترين حالت است. نوع پس‌رونده آن نيز ممكن است. زيرا تحقيق ممكن است در جايگاه ساير صفحات وب صورت گيرد.
•بررسي شرطي: در بررسي شرطي در وب، انتظار داریم مرور كردن، تفاوت قائل شدن و كنترل كردن را مشاهده کنیم. تفاوت قائل شدن، زماني اتفاق مي‌افتد كه جستجوگر سايتها يا صفحات وب را انتخاب مي‌كند. آنها توقع دارند كه اطلاعات كافي فراهم شود. زماني كه سايتهاي مختلف بررسي شوند، بررسي‌كنندگان با جستجو از طريق فهرست مندرجات، ليست عنوان‌ها، طبقه‌بنديها، محتويات را مرور مي‌نمايند.
•جستجوي غيررسمي: در طول جستجوي غير رسمي در وب، انتظار داريم كه از جنبه‌هاي مختلف، تفاوتها، نتيجه‌گيريها و كنترل را مشاهده نماييم. جستجوي غيررسمي در تعداد كمي از سايتهاي وب انجام مي‌پذيرد و بر اساس اشخاص، دانش فردي دربارة اطلاعات مربوطه به سايت با كيفيت، پيوستگي، وابستگي و غيره متفاوت است. نتيجه‌گيري يك روند نسبتاً غير رسمي است. نتيجه‌گيري استفاده كاربردي از نظرات و پيشنهادات است تا آخرين اطلاعات بدون تلاشي براي دانش آنها گرفته شود.
•جستجوي رسمي: در طول جستجوي رسمي در وب انتظار داريم كه عملكردهاي اوليه، نتيجه‌گيري و فعاليتهاي كنترلي را مشاهده كنيم. جستجوهاي رسمي، كاربرد موتورهاي جستجو را كه بطور جامع ارتباط وب را پوشش مي‌دهد و به ترتيب عوامل مختلفي را نشان مي‌دهد كه مي‌تواند بر بسياري از جنبه‌هاي بازيابي تاكيد نمايد. چون خواسته‌ها و سئوالات افراد هيچيك از اطلاعات مفيد را از بين نمي‌برد. صرف وقت زياد بر تحقيق، آموزش و استفاده از ويژگي‌هاي تحقيق پيچيده و ارزيابي منابع كه در كيفيت و صحت يافت مي‌شوند چندان ضروري نيست. جستجوي رسمي ممكن است شامل دو مرحله باشد: جستجوي چند ساعتي كه منابع مهم را معرفي مي‌كند، جستجوي درون سايتي كه ممكن است بطور نسبي معرفي شود. شايد نتيجه‌گيري به واسطه فعاليتهاي كنترلي بدست مي‌آيند. از طريق نشانه‌هاي وب سايت و پست الکترونیکی اين كنترلها مي‌تواند صورت پذيرد.


استمزاج
كنترل كردن تفاوت قائل شدن مرور كردن زنجير كردن مرحله آغاز
ارتباط با صفحات ابتدايي تعيين سايتها و صفحات انتخابي بررسي غيرمستقيم
بررسي مجدد سايتهاي دلخواه يا نشانه‌گذاري سايتها براي اطلاعات جديد “نشانه‌گذاري” چاپ، كپي، روشهاي مستقيم براي شناسايي سايت مرور صفحات مدخل، سرعنوانها و مسير سايتها بررسي شرطي
استفاده از موتورهاي جستجو براي اطلاعات بيشتر بررسي مجدد سايتهاي دلخواه يا نشانه‌گذاري سايتها براي اطلاعات جديد نشانه‌گذاري، چاپ، كپي، روشهاي مستقيم براي شناسايي سايت جستجوي غير رسمي
استفاده از موتورهاي جستجو براي اطلاعات بيشتر بررسي مجدد سايتهاي دلخواه يا نشانه‌گذاري سايتها براي اطلاعات جديد جستجوي رسمي

شكل 6. حالتهاي رفتاري در جستجوي اطلاعات در وب


3ـ4ـ رضايت از اطلاع‌يابي در اينترنت
كاربر در محيط خود با نياز مواجه مي‌شود و در رويارويي با محيط با نياز اطلاعاتي همچون جستجوي يك مقاله روبرو مي‌شود. اين نيازها او را به سمت اطلاع‌يابي و تقاضاي انواع منابع اطلاعاتي سوق مي‌دهند. چنين منابع اطلاعاتي شامل نظامهاي اطلاعات (كتابخانه‌هاي دانشگاهي و عمومي)، منابع انساني (كارشناسان، اساتيد و همكاران) و ساير منابع (كتابخانه شخصي و رسانه‌هاي گوناگون) است. رفتار اطلاع‌يابي ممكن است منجر به شكست يا موفقيت ‌شود. در صورت موفقيت نيازهاي اطلاعاتي برآورده مي‌شوند و در نتيجه رضايت يا عدم رضايت کاري كاربر پيش مي‌آيد. زماني كه اطلاعات تعيين شده تجزيه و تحليل ‌شوند و نياز اصلي برآورده شود رضايت صورت مي‌گيرد. در غير اين صورت نارضايتي بوجود مي‌آيد. در اين حالت، روند اطلاع‌يابي تا رسيدن به رضايت‌مندي ادامه مي‌يابد. در صورت عدم دسترسي به اطلاعات مورد نياز، اطلاع‌يابي همچنان ادامه خواهد داشت. كريكلاس1 در سال 1983 اظهار كرد: «اطلاع‌يابي زماني رخ مي‌دهد كه دانش موجود رافع نيازها و مشكلات نباشد و روند اطلاع‌يابي زماني پايان مي‌يابد كه رضايت شخص تامین شود».
در دنياي امروز اينترنت به عنوان يك شاهراه اطلاعاتي يا زيربناي اطلاعات است كه اهميت زيادي دارد. در اين شبكه جهاني، استفاده كننده بدون دخالت در موقع گرفتن اطلاعات، ذخيره كردن اطلاعات و نمايش اطلاعات مي‌تواند اطلاعات مورد نياز خود را از شبكه بگيرد.
يكي از بزرگترين و برجسته‌ترين خواص اينترنت در موقع گرفتن اطلاعات، دستيابي به اطلاعات جديد است كه براي استفاده در موارد تحقيقاتي، نظامي، دولتي و تجاري و غيره كمك بسياري می کند.
1- Krikelas
بسياري از توسعه‌دهندگان اينترنت به صورت تجربي به خواسته‌هاي استفاده‌كننده‌ها رسيده‌اند و آن خواسته‌ها و تقاضاها را در اينترنت ايجاد كرده‌اند و باعث رضايت استفاده‌كنندگان مي‌شوند.
رضايت موضوع ساده‌اي نيست. بلكه يك اصل پيچيده و قابل تغيير است. اين يك حقيقت است كه رضايت يك خاصيت عنوان مي‌شود. وقتي استفاده كننده در حال جستجوی اطلاعات از صفحات اينترنت مي‌باشد، رضايت خود را مي‌تواند تخمين زند.
به هنگام جستجوي اطلاعات، رضايت يك مرحله از تفكر و انديشيدن است كه به دو اصل در استفاده‌كننده بستگي دارد: الف) ابزار استفاده‌كننده ب) احساساتي كه استفاده‌كننده در موقع جستجوي اطلاعات در معرض آن قرار مي‌گيرد.
رضايت از جستجوي اطلاعات موجب بازدهي در سيستم اطلاعاتي مي‌گردد و به طور كلي رضايت مي‌تواند در معتبر نمودن سيستم اطلاعاتي تأثير بگذارد. بنابراين بستگي به اين دارد كه چقدر سيستم اطلاعاتي، اطلاعات اساسي را دارد و چقدر در بازيابي اطلاعات از جهت ارتباط و وابستگي اطلاعات، رضايت كاربر جلب شده است. لازم به ذكر است مهارت كاربر مهم تر از سيستم اطلاعاتي و رضايت از اطلاع‌يابي است. براوس1 مي‌گويد: «آموزش اينترنت و تداوم استفاده از اينترنت در موفقيت كاربر جهت اطلاع‌يابي از اينترنت مهم است و در نتيجه موجب رضايت كاربر مي‌گردد».
استفاده موثر كاربر از اينترنت موجب كسب تجربيات مي‌گردد و اين تجربيات در رضايتمندي او و همكارانش از اطلاع‌يابي از اينترنت موثر مي‌باشد.
بطور كلي مي‌توان گفت رضايت كاربر مانند كليدي است كه در علوم اطلاع‌رساني قابل تغيیر است. اين كليد دگرگون‌كننده در مطالعه نيازهاي اطلاعاتي و استفاده از اطلاعات بكار گرفته مي‌‌شود. بر اساس آن كاربر توليد و خدمات اطلاعاتي را ارزيابي مي‌كند و رضايت مورد توجه كاربر است و كاربر را به ارزيابي مكانيزم بازيابي اطلاعات جهت مي‌دهد.

1- Harry Bruce (1998)

3ـ5ـ نتيجه‌گيري
هرچه جمعيت و استفاده از سيستم‌هاي كامپيوتري در ابعاد خانگي، كاري و تفريحي افزايش مي‌يابد، هرچه تعداد داده‌هاي ديجيتال فزونی می گیرد و اطلاعات به شکلهاي مختلف در اينترنت و شبكه جهاني وب گسترش مي‌‌يابد، جستجو توسط كاربران نیز افزايش بيشتري می یابد. مسلماً كاربران با مشكلاتي درگير هستند، از جمله: انتخاب منابع اطلاعاتي كه به نيازهاي اطلاعاتي آنها پاسخ نمي‌دهد، ناتوانايي در تشخيص مفاهيم موجود در نياز اطلاعاتي و تبديل آنها به عبارات مناسب جستجو، بي ميلي در استفاده از تمام امكانات موجود در سيستم و اطمينان بیش از حد به توانائيهاي خود و نتايج جستجو.
انقلاب اطلاعات مساله‌اي نيست كه جديداً شروع شده باشد، ولي فهم رفتار اطلاع‌يابي در اين عصر مهم و حياتي است. به دليل تاثيري كه اينترنت و وب در زندگي بشر امروزي دارد، ايده‌ها و طرحهاي مربوطه فعلاً بر روي آن به مورد اجرا درمي‌آيد. در آينده وب نيز بر سيستم‌ها، طرحها و محيطهاي دستيابي به اطلاعات تاثير مهمي خواهد داشت.
در طراحي‌هاي آينده بايد تلاش فوق‌العاده‌اي جهت ايجاد سيستم‌هاي هوشمند و با شعور كه كاربر را مورد مطالعه قرار مي‌دهند، صورت پذیرد. در نهايت، موفقيت يا عدم موفقيت در اين امر به عهدة تكنولوژي جديد نیست، بكله مستلزم آگاهی از نيازهاي بشر و رفتار او جهت دستيابي به اطلاعات مي‌باشد.

صفحه اول
کتابهاي کتابداري و اطلاع رساني
درباره نشر کتابدار
مجله الکترونيکی کتابدار
سايتهاي ضرورري
فروشگاه الکترونيکي کتابدار
دوره هاي آموزشي کتابدار
پايگاه اطلاعاتي کتابدار
تماس با نشر کتابدار

 

کليه حقوق اين سايت برای نشر کتابدار محفوظ می باشد

Copyright © 2002 Nashre Ketabdar All rights reserved.